اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۶۳

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - بررسی مثالهای واجب مطلق و تفویت مقدمات عقلیه (1) - 25-04-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۳

6
  • لذا در وضو لازم نيست انسان نيت وجوب بكند، نه، فقط همين كه نيت طهارت بكند كفايت مي‌كند. چه طور شما اين مساله را مطرح مي‌كنيد اين مساله حلي است كه ريشه و علت حكمِ عقل به وجوب بقاء ماء، آن ريشه‌اش به خاطر تحصيل طهارت مائيه است و شما كه الان اين آب را نگه مي‌داريد نه به خاطر نفس مائيت است، به خاطر اين است كه با اين آب شما طهارت مائيه را كسب مي‌كنيد، وقتي اين طور باشد پس چرا خود عقل حكم به خود وضو نمي‌كند و مولا بايد بكند؟ اگر شما اراقه ماء ‌را حرام مي‌دانيد عقلا، خب آن وجوب وضو هم لازم است عقلا، اگر اراقه ماء را حرام مي‌دانيد شرعا آن وجوب وضو لازم است شرعا، اين دو با هم چه فرقي مي‌كند ؟ آن كه به طريق اولي بايد باشد خب نيامده نيامده شما خودتان مي‌گوييد .

  • و اما مسائل نقضي كه بر اين مساله مترتب است: خب بفرمائيد شما كه فرض كنيد در تحصيل طهارت مائيه، اراقه را حرام مي‌دانيد، ولي در مساله استطاعت مي‌گوييد كه اگر شخصي بداند كه در موقع فلاني مستطيع خواهد شد از الان مي‌تواند جلوي آن استطاعت را بگيرد چون هنوز استطاعت پيدا نكرده شما كه قائل به احتياط هستيد و نمي‌گوييد كسي كه مستطيع است قبل از اشهر حج مي‌تواند اسقاط استطاعت را بكند بر خلاف عده‌اي كه حكم كردند كه انسان مي‌تواند قبل از استهلال ماه حلال شوال دو دقيقه قبل از استهلال مي‌تواند اسقاط استطاعت بكند چون هنوز اشهر حج نيامده حالا ما به آنها كار نداريم شما كه مي‌گوييد با حصول استطاعت در شهر رمضان اين شخص نمي‌تواند اسقاط استطاعت را از خود بكند ولي اگر بداند كه در شهر رمضان يا در اشهر حج مستطيع خواهد شد اين را مي‌داند چكي دارد دست كسي مي‌داند كه اين چك در ماه رمضان وصول خواهد شد با وصول شدنش مستطيع مي‌شود در اشهر حج پولي به دستش مي‌آيد قولي بهش داده شده كاري انجام داده علم دارد نه ظن علم دارد بر اين كه حصول استطاعت براي او قبل از اشهر حج معين خواهد شد شما مي‌فرمائيد كه مي‌تواند جلوي حصول استطاعت را بگيرد از الان آن چك را به يك شخص ببخشد آقا به تو بخشيدم شما كه اين حرف را مي‌زنيد و فرق مي‌گذاريد بين استطاعت فعليه و استطاعت علميه بفرمائيد ببينم: (نقض اين جاست) اگر هنوز وقت ظهر نيامده الان ساعت ده دقيقه به نُه است، اگرمولا بگويد آقا من در ساعت يك امروز براي شما حكم به وجوب صلاة مي‌كنم، مولا مي‌گويد ديگر الان حكم نكرده اخبار مي‌كند من در وقت زوال امروز كه روز چهارشنبه است حكم به وجوب صلاة مي‌كنم، آيا الان اراقه ماء مي‌شود كرد يا نه؟ نمي‌شود، شما ديگر نمي‌توانيد بگوييد مي‌شود چرا؟ چون حكم به وجوب از ناحيه مولا لازم است آيا مولا امروز به شما اين را مي‌گويد كه من در وقت ظهر الان نه در وقت ظهر به شما خواهم گفت كه امشب اكرم زيدا وقت ظهر كه شد اصلا ببينم تو زنده هستي يا نيستي وقتي ديدم موقع ظهر زنده بودي و عزرائيل به سراغت نيامد و خلقي را از دست تو نجات نداد متأسفانه آن موقع، موقع ظهر، من حكم مي‌كنم به: اكرم زيدا الان شما مي‌توانيد از قم بزنيد بيرون برويد تهران؟ مي‌گوييد خب مولا گفته من موقع ظهر حكم مي‌كنم هنوز كه نكرده چون گفته موقع ظهر حكم مي‌كنم من الان مي گذارم مي‌روم اگر الان بگويد اكرم زيدا هذا ليله خب من گريبانم در اين جا مشغول است وبايد دنبال مقدمات بروم گوشت و سبزي و ميوه بخرم مي‌خواهم ضيافت كنم، نه الان مولا نگفته فقط گفته من موقع ظهر، همين كه مولا مي‌گويد من حكم مي‌كنم شما ديگر از اين جا نمي‌تواني بروي چرا؟‌ چون حكم مولا به مجرد علم و به مجرد اخبار گرچه حكم نكرده است منجز است. اين كه مولا بگويد من ظهر حكم مي‌كنم تا اين كه ظهر حكم كند هردو يكي است! چه اين كه بگويد من ظهر مي‌گويم كه شما امشب بايد انجام بدهي يا اين كه من از قرائن اطلاع پيدا مي‌كنم كه مولا مي‌خواهد اين حكم را بكند، علم پيدا مي‌كنم براي من كشفي پيدا مي‌شود و...