جلسه ۶۲
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
عرض شد كه مساله اختياري و غيراختياري بودن شرط، دخلي در واجب مطلق و مشروط ندارد و اختياري و غيراختياري بودن آن را در تحت دايره طلب يا فوق دايره طلب درنميآورد.
بلكه مساله اساسي اين است كه مولا و شارع نسبت به شرط و آن قيودي كه اين تكليف بايد در تحت تحقق آن قيود شكل بگيرد دو لحاظ در اين جا ميكند. اين مطلبي كه امروز عرض ميكنم ديگر مطلب اساسي ما در مساله واجب مطلق و مشروط است كه بعد ديگر ميرويم سراغ نقل قول آقايان.
آن چه را كه مولا در القاء تكاليف در نفس خود لحاظ ميكند نسبت به آن قيود و شرايطي كه براي آن تكليف ميآورد: يا مكلف را در عدم تحقق آن شرط مسلوبالاختيار قرار ميدهد در نفس خود و يا مكلف را در تحقق آن شرايط مختار قرار ميدهد. اگر مكلفي در تحقق و عدم تحقق آن شرايط مختار بود اين واجب بالنسبه به او ميشود واجب مشروط.
پس ببينيد اصلا به طور كلي تعريف ما در واجب مشروط و مشروط بالكُلّ با آن چه كه تا به حال تعريف شده عوض شد ما يك تكليف جديد مندرآوردي از خودمان آورديم كه به طور كلي با آن چه گفته شده هيچ ربطي ندارد.
اگر مولا و شارع در القاء تكاليف خود مخاطب را در تحصيل آن شرط مختار قرار داد اين واجب ميشود واجب مشروط و اگر مولا مكلف را در تحصيل آن شرط مسلوبالاختيار قرار داد اين واجب ميشود واجب مطلق.
پس واجب مطلق واجبي نيست كه در هر حال و در هر زمان و در هر كيفيت چه در آسمان چه در زمين چه در قعرچاه و امثال ذلك تحقق پيدا كند واجب مطلق، مطلق است بالنسبه به اختيار مكلف در تحقق شرط و واجب مشروط واجبي است كه مربوط ميشود به اختيار مكلف در عدم تحقق آن.

