اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۶۲

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - بررسی اخلال یا عدم اخلال شرط اختیاری در واجب مطلق (5) - 24-04-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۲

9
  • يك روز ما قرار گذاشته بوديم برويم ديدن يك شيخي در مشهد الان هم هست از اعاظم است الان تشريف دارند قرار شد با يكي برويم آقا ما رفتيم مرحوم آقا گفتند فلاني بيا اين جا و يك ساعت و خرده‌اي ما آن جا نشستيم و فلان و بعد رفتيم با يك بنده‌خدايي با يكي ديگر كه او الان قم است ولی ارتباطی نداريم در را باز كرد و دم در گفت سلام‌عليكم و رحمة‌اللَه يك كلاهي سرش بود گفت: الان يك ساعت و ربع است كه شما تأخير كرديد گفتم خيلي خب تأخير كرديم خودمان هم مي‌دانيم حالا اجازه مي‌دهيد بیائیم تو يا از همين جا برگرديم؟ گفت: نه حالا بفرماييد گفتم: چشم، گفتم صبر كن يك حسابي ازت برسم! گفتم اولا شما چه قدر مي‌خواستيد كه از حضور ما در اين جا بهره‌مند بشويد يك ساعت يك ساعت و نيم؟ گفت يك ساعت و نيم، گفتم خيلي خب يك ساعت و ربعش رفته ما يك ربع مي‌مانيم و مي‌رويم مساله‌اي اتفاق نيفتاده تو مي‌خواستي ما يك ساعت و نيم بنشينيم برايت حرف بزنيم بعد هم به يكيش را گوش ندهي، آره خيلي خب من هم زرنگ هستم يك ربع مي‌نشينم فقط چايي مي‌خورم و يك گلابي و بعد هم مي‌رويم اين يك، يك مقدار به ما نگاه كرد. گفتم دوّماً وقتي كه انسان مي‌رود جايي با اين كه مي‌داند قول داده حداقل حرمت مؤمن و برادر ايماني اين است كه انسان بداند شايد مشكلي پيش آمده و بايد فعل مسلم را حمل بر صحت كند فكيف بمؤمن فكيف بأخ ايماني فكيف به اين كه شما الحمدلله سالك هستيد ما كه نيستيم حالا شما از نظر مراقبت سلوكي بايستي دقت بفرماييد و شما كه آن سوال را كرديد هنوز از ما استفهام نكرديد كه دليل چه بوده ما را متهم كرديد پس شما در اين جا يك گناه كرديد كه دوتا مؤمن را متهم كرديد ثالثا شما كه مي‌دانيد ما در مقام اطاعت اوامر مولويه آن ها را بر همة وعده‌هاي خودمان ترجيح مي‌دهيم اگر آقا شما را براي انجام كاري احظار كنند در حالي كه شما قول داديد مثلا كدام را مقدم مي‌كنيد؟ گفت خب معلوم است گفتم ايشان ما را احضار كردند و يك ساعت و ربع با ما راجع به مساله‌اي كار داشتند و ما تأخيرمان نه به خاطر اين بود كه با حليله جليله بوديم و يا اين كه فرض كنيد به گردش و اينها رفتيم و غفلت كرديم به خاطر اين كه در خدمت ايشان بوديم و كاري با ما داشتند، طرف سرش را انداخت پايين و بله اين مطالبي كه شما مي‌فرمائيد ديگر مساله تمام است گفتم بله آقاجان بنده هم مي‌دانم انسان بايد هميشه حمل بر صحّت كند و بايد آن را در نظر بگيرد.