جلسه ۶۲
8حالا اگر الان زيد باشد مگر لیلةالخميسي وجود دارد؟ خب بله يك مقداري كه زيد وجود ندارد درست است كه الان اصل خود زيد در قم نيست اين مقدارش ، ما چه تعريفي كرديم براي اطلاق؟ ما گفتيم كه اگر مكلف بتواند نسبت به عدم اين وجود او اختيار داشته باشد مثلا فرض كنيد كه الان در همان تهران كه هست حبسش ميكند ميگوييد نگهش داريد نگذاريد بيايد قم اين طور اگر هست اين واجب ميشود مشروط ولي اگر نه اين طور نبود يعني میگوید اكرم زيدا لیلةالخميس ان جائك، از الان من ميتوانم از قم بگذارم بروم اهواز بگوييم كه من لیلةالخميس نيستم هنوز زيد هم كه نيست زيد نيست لیلةالخميس هم نيست ميتوانم يا نميتوانم؟ نه نمیتوانم پس اين ميشود مطلق حالا اگر همين مثال را برويد دقت كنيد چه قدر مسائل دقيق ميشود همين مثال را شما برگردانيد و به يك نحو ديگري مطرح كنيد مثال اين طوري باشد اگر در قم بوديد ان كنت حاضرا في هذا البلد و جاء زيد في هذا البلد ان كنت حاضرا و جاء زيد اكرم زيداً لیلةالخميس اين ميشود چي؟ اين ميشود واجب مشروط ان كنت حاضرا اين مطلب را برميگرداند ارجاع ميدهد به اختيار مكلف، مكلف نسبت به حضور و عدم حضور مختار است وقتي مختار شد هزارمرتبه هم زيد بيايد قم اين در اين جا چيز نيست مثل اين كه فرض كنيد مولا بگويد اگر منعي نداشتي اگر سرحال بودي اگر گرفتاري نداشتي.
مرحوم آقا در همان زمان سابق وقتي كه ميخواستند جايي بروند به من ميفرمودند اگر بحث نداشتي با من بيا و اگر بحث داشتي نيا! يعني مشروط ميكردند رفتن را به عدم مباحثه اين قدر ايشان به وقت اهتمام داشتند و اهمیت ميدادند. ببینید من چقدر دارم... این كه مرتب ميآييم براي همين است براي سفارشهاي ايشان است در اين جا آمدن ، آمدن مطلق نيست با من بيا، نه گفتند مشروط كردند در بحث و فقط هم بحث نه چيز ديگر اگر مباحثه نداشتي حالا اگر فرض كنيد مهمان داشتي مباحثه نداري ولي مهمان داري آيا آن امر به وجوب در اين جا مطلق است يا نه؟ اين ميشود مطلق. مهمان داشتي كه داشتي بگو آقا ببخشيد .

