جلسه ۶۲
7اگر فرض كنيد بين صل صلاة الظهر كه واجب بالنسبة ظهر مشروط است و بين اكرم زيدا بعد از سه ساعت تفاوتي نيست خب همه را بگوييد واجب مطلق ديگر پس چرا ميگوييد واجب مشروط؟ اگر فرقي شما نميبينيد خب همه را بگوييد مطلق اگر شما اراقه ماء را بالنسبه به آن واجب حرام ميدانيد خب واجب را بالنسبه به صلاة ظهر بگوييد مطلق است پس چرا ميگوييد واجب مشروط؟ چه طور در مورد استطاعت واجب مشروط چون تحصيل استطاعت واجب نيست ولي در مورد اراقه ماء اراقه را حرام ميدانيد چي شد چه فرقي است؟ وقت كه در اختيار من نيست وقتي وقت در اختيار من نبود چه طور شما ميآييد در آن جا آن اراقه ماء را حرام ميدانيد ولي در بحث استطاعت كه ميشود ميگوييد تحصيل استطاعت لازم نيست شد شد نشد نشد، تازه قبل از اين كه بشود ميتواند استطاعت را از بين ببرد شب قبل از شوال، ده دقيقه مانده به شوال ميتوانيد تمام آن استطاعتان را برداريد به زنتان ببخشيد و به فلان ببخشيد و بكشيد بالا همه را چرا آن جا اين حرف را ميزنيد ولي در مورد اراقه ماء ميگوييد اراقه حرام است درست شد اين سر قضيه كجاست؟
به خاطر اين است كه آمديد خلط كرديد بين واجب مطلق و مشروط خلط كرديد آن اصل و ريشه مطلق و مشروط را نفهميديد و ندانستيد كه مساله به غير اختياري و اختياري بودن بر نميگردد در اكرم زيدا بعد ثلاثه ساعات اين هم غيراختياري است چرا ميگوييد واجب مطلق؟ به اين برميگردد كه من ميتوانم دفع شرط بكنم يا نميتوانم؟ توانستم واجب ميشود مشروط نتوانستم واجب ميشود مطلق اين تعريف را بايد ما براي چيز بياوريد و لهذاهيچ تفاوتي نميكند بين اين كه الان زيد در اين جا باشد شما بگوييد اكرم زيدا بعد ثلاثه ساعات یوم الاثنین لالغد اين واجب ميشود مطلق نميتوانيد دفع كنيد نميتواند شرط را از بين ببريد و خودتان را نميتوانيد در اين جا بگوييد قبل از ثلاثه ساعات ميروم تهران تا اين كه مواجه با شرط نشوم اين حرف را نميتوانيد بزنيد اگر زديد مولا پدرتان را در ميآورد چنان ميزند در سرتان كه مغزتان بيايد در دهنتان اين به خاطر چيست؟ به خاطر اين كه ميگويد من وقتي به تو ميگويم اكرم زيداً به خاطر اين است كه من اين ثلاثه ساعات را مفروضالوجود گرفتم دارم به تو اين را ميگوييم نه اين كه بعد از قيامت و ظهور حضرت و آمدن دجاله نه بابا اين ثلاثه ساعات همين كه داري جلوي خودت ميبيني تو كه داري جلوي خودت ميبيني پس چرا میگویی واجب مشروط شده پس من بلند میشوم ميروم خودم را در معرض تحقق شرط قرار نميدهم اين مساله است بر اين اساس بگويد اكرم زيدا ليله الخميس همين مساله را دارد چرا؟ چون وقت اصلا داخل در فوق دايره طلب نيست اگر آمد اين را گفت گفت زيدي وجود ندارد الان زيد هست اكرم زيدا ليله الخميس ان جاء الي قم و شما نميدانيد كه آيا اين واجب مشروط است يا مطلق كدام است؟ خب دليل بر شرطیت و دليل بر اطلاق چيست؟

