جلسه ۶۲
5پس بنابراين معناي واجب در اين جا كه صلاة ظهر باشد بالنسبه به تماميت آن وقت ميشود واجب مشروط اين نيست كه در هرحالي شما بايد نماز را چهار ركعت بخواني تمام و اين نيست كه شما در هر حالي بايد نماز را قصر بخواني نه اين طور نيست اين در اختيار شماست حالا شما فوقش فرض كنيد ميگوييد من باب مثال آقا ما رفتيم در يك جا و در آن جا يك دفعه برخورد كرديم مواجه شديم ديديم الان نماز دارد قضا ميشود واگر بخواهيم نيت اقامه عشره ايام بكنيم نماز ظهر ميرود چون فقط وقت براي نماز عصر است خب برود مثل اين كه شما بلند شديد از خواب يك دفعه چهار ركعت به غروب متوجه شديد وضو بگيريد و نماز بخوانيد فقط به نماز عصر ميرسيد نماز ظهر قضا میشود خب قضا بشود اين جا نميتوانيم بگوييم شارع آمده و شما را مكلف كرده كه حتما قصد سفر بكنيد تا این که شما هردوتا نماز را انجام بدهيد خود اصل وجوب تمام و قصر در اختيار مكلف است مكلف ميتواند قصر كند ميتواند تمام كند هيچ اشكال ندارد خب اين درست شد.
پس بنابراين هر موردي را كه ما در اين جا پيدا كرديم كه شارع نسبت به او، مكلف را مسلوبالاختيار قرار داد و در اين زمينه مطالب زيادي هست از جمله مواردي كه ميشود خيلي مورد شبهه قرار بگيرد با يك اختلاف كم يك دفعه مطلق تبديل به مشروط ميشود در آن اموري است كه مكلف اطلاعي بر تحقق شرط ندارد كه اين جا از آن مواردي است كه همه اشتباه كردند. مثلا فرض كنيد اكرم زيدا ليلهالجمعه ان جائك يك وقتي شارع به نحو مطلق ميگويد اكرم زيدا ليلةالخميس زيد در خود قم هست دارد در خود قم راه ميرود شما ميدانيد اين جاست زندگی و توطنش اين جاست و در اين جا مولا ميگويد اكرم زيدا ليلةالخميس اين وجوب اكرام زيد در ليلةالخميس آيا مطلق است يا مشروط؟ اين مطلق است نميشود مشروط باشد چرا؟ اينطور نيست كه بگوييم اكرم زيدا ليلةالخميس اين در اين جا بالنسبه به وقت است وقت هم در اختيار نيست. پس بنابراين واجب مشروط است اگر ليلةالخميسي آمد شما اكرم زيدا اگر ليلةالخميس نيامد زيد را اكرام نكن اين خيلي مسخره ميشود ليلةالخميس كه خواهد آمد مگر الان ميخواهد قيامت به پا بشود كه تو ميگويي ليلةالخميس معلوم نيست باشد يا نباشد نه ليلةالخميس قطعي است اما بله تو شايد بميري عزرائيل بيايد جانت را بگيرد همه را از دستت راحت كند!

