جلسه ۶۲
2براي اين قضيه مثالهاي زيادي گفته ميشود موارد نقض و حل اين مساله براي رفقا عرض شد و به همين دليل است كه در اين موارد همه دچار مخمصه شدهاند چه طور اين كه مرحوم نائيني هم در اين جا ميفرمايد كه مساله از مسائل بسیار عویصه است و كلمات فقهاء در اين جا دچار اضطراب است درست شما در دو واقعه ميبينيد دو مطلب مختلف نسبت به اين قضيه ابراز ميشود.
مثلا فرض كنيد در مورد وجوب صلاة متطهراً بالطهارة المائيه فتوا ميدهند بر اين كه إراقۀ ماء قبل از وقت واجب دخل وجوب ديگر در آنجا حرام است فرض كنيد پنج دقيقه قبل از وقت زوال هنوز وقت واجب نيامده پنج دقيقه قبل از زوال شما مائي را كه داريد اين ليوان آبي را كه داريد خالي ميكنيد چه اشكال دارد الان كه بر من واجب نيست وجوب هم نيامده وجوب مقدمه كه تحصيل طهارت است بعد از تعلق واجب است نه قبل از تعلق واجب، قبل از تعلق واجب ذمه من نسبت به چيزي مشغول نيست تا اين كه من بخواهم حفظ ماء بكنم براي طهارت هر وقت واجب آمد آن موقع تكليف براي طهارت مائيه حاصل ميشود آب بود طهارت مائيه تحصيل ميكنم آب نبود طهارت ترابيه، اين نيست كه قبل از وقت زوال من برايم تكليفي باشد چرا؟ چون تكليف مقدمه فرع تكليف ذيالمقدمه است وقتي هنوز براي شما از ناحيه ذيالمقدمه تكليف نيامده اين تكليف حفظ آب از كجا آمده؟ اصلا بر من واجبي نيست كه بخواهم بواسطه آن واجب كسب طهارت مائيه را داشته باشم. چرا آقايان فقها در اين جا فتواي به حرمت ميدهند؟ اين فتوا به حرمت دادن چه منشائي و ريشهاي دارد؟ هيچ ريشه اي ندارد.
در بيان برهان تفویتي كه عرض شد و خود مرحوم نائيني هم در روزهاي آينده ذكر ميكنند خواهيم گفت كه برهان تفویت يك برهان عقلي است و عقل كه حكم به وجوب اداء ذمه ميكند و حرمت تفویت تكليف مترتب بر تحقق تكليف است. شما كه هنوز تكليف قبل از زوال برايتان نيامده عقل در اين جا چه تكليفي را احساس ميكند تا شما مترتب بر او برهان تفویت را ميخواهيد اقامه بكنيد؟ هنوز عقل در اقامه برهان بر تفویت ناچار از مسبوقيت يك وجوب و امر مولوي است كه مترتب بر او برهان تفویت را ميآيد اقامه ميكند وقتي كه امر مولوي قبل از تحقق شرط هنوز حاصل نشده است عقل در اين جا چه چيزي را ميفهمد؟ جناب نائيني و امثال نائيني معزز و مكرم و محترم ما، چه فرق ميكند كه شما ندانيد كه مولا در وقت ظهر امر به وجوب صلاة ميكند يا اين كه بدانيد بين این دو چه فرقي ميكند ؟ آيا در مورد اول كه مكلف نميداند مولا در وقت صلاة ظهر امر به صلاة مي كند إراقۀ ماء در آن جا جايز است يا جايز نيست؟ جايز است نميداند من چه ميدانم در وقت ظهر امر به صلاة ميكند الان آب را خالي ميكنم چه فرق ميكند بين اين كه مكلف نداند كه مولا در وقت ظهر امر به صلاة ميكند يا اين كه بداند در وقت ظهر ميگويد خب در وقت ظهر ميكند كه بكند به من چه؟

