اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۶۲

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - بررسی اخلال یا عدم اخلال شرط اختیاری در واجب مطلق (5) - 24-04-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۲

4
  • اين اشكال اشكالي است كه باعث شده كلمات اينها اضطراب پيدا كند، فلهذا بنا بر آن چه كه ما نسبت به واجب مطلق و مشروط گفتيم آن چه را كه در نفس مولا دخالت در انجام تكليف دارد نه دخالت در وجوبش آنچه كه در نفس مولا دخالت در وجوب دارد و مكلف نسبت به عدم اتيان او مختار نيست واجب بالنسبه به آن امور مي‌شود واجب مطلق.

  • مثلا فرض كنيد يكي از مواردي كه در اين جا هست مساله وقت است صل عندالزوال، آيا مكلف نسبت به آن صلاة زوال آيا مختار هست يا نيست؟ مي‌تواند اين شرط را براي خود منتفي كند يا نمي‌تواند؟ مكلف مي‌تواند بواسطة قراردادن خود در يك موقعيتي رفع وجوب صلاة از خود بكند كه مواجهه با وقت زوال نشود مي‌تواند اين را انجام بدهد يا نمي‌تواند؟ نمي‌تواند اگر اين كار را انجام بدهد لازمه‌اش اين است كه صلاة ظهر بكلي از او منتفي بشود گفتيم مثلا ده دقيقه به صلاة ظهر مانده سوار طياره بشود بر موافق با جهت زمين حركت كند خب هميشه ده دقيقه به وقت زوال براي او باقي است پس اصلا به طور كلي صلاة ظهر از او منتفي مي‌شود پس نه تنها صلاة ظهر منتفي می‌شود همه صلاتها منتفي مي‌شود. آيا مكلف را شارع نسبت به انجام اين عمل مختار قرار داده است يا نه؟ نمي‌شود پس بنابراين واجب بالنسبه به زوال مي‌شود واجب مطلق ديگر واجب مشروط نمی‌شود.

  • فرض كنيد از جمله شروطي كه بايد قرار داد اين است كه شارع گفته است كه بايد اين صلاة را با طهارت مائيه انجام بدهي كه همين طور فتوا به حرمت داده اند همين‌جا هم يكي از موارد است شارع مكلف را مختار قرار داده است براي اين كه ازاله ماء و اراقه ماء بكند و عدم تحصيل طهارت يا نه؟ نسبت به اين قضيه شارع چه حكمي دارد؟ مي‌گوييم نه شارع نمي‌تواند پس در اين جا واجب بالنسبه به اين طهارت مائيه مي‌شود واجب مطلق.همين طور نسبت به زمين غصبي و نسبت به ساير موارد كه در تمام مواردي كه ما نگاه مي‌كنيم مي‌بينيم شارع مكلف را نسبت به عدم تحقق اين شرط و قيد مسلوب‌الاختيار قرار داده است پس معلوم مي‌شود همه اين ها در تحت دايره طلب قرار گرفته نه در فوق دايره طلب، يعني شارع با اين كه اين وقت انجام خواهد شد من اين را واجب كردم نه اين كه گفتم اگر وقت ، اگري در كار نيست اگر بي‌خود اگر است چون زوال خواهد شد تو اين نماز را بايد در وقت زوال بخواني چون نماز با طهارت مائيه هست تو بايد صلاة را با طهارت بخواني نه اين كه اگر ماء پيدا كردي در آسمانها و بعد هم توسط سحاب بر زمين نازل شد آن موقع، نه اين طهارت مائيه اين وقت صلاة ظهر اين زمين غيرمغصوب اين لباس غيرمغصوب اين لباس با طهارت حدثيه و امثال ذلك همه در تحت... حالا اصلا ما كاري به مقدمات وجوبيه نداريم همه را داخل كرديم حالا آن مقدمات بحثش جداست رفقا مي‌دانند ما به وجوبيه و وجوديه فعلا كاري نداريم هرچه كه مكلف و اين را بايد از ادله انسان بداند واز ادله و از مضمون عناوين و مضمون كلمات وارده احساس بكند كه شارع اختيار او را نسبت به عدم تحقق در اين شرط سلب كرده است واجب بالنسبه به اين مي‌شود واجب مطلق و هرچه از قيود و شروطي را كه انسان بداند شارع اختيار او را نسبت به او حفظ كرده واجب بالنسبه به او مي‌شود مشروط فرض كنيد در مورد وجوب صلاة به نحو تماميت و قصر خواندن شارع وقتي كه نگاه كنید مي‌بينيم اختيار تمام و قصر را بر عهده مكلف گذاشته شرط براي قصريت نيت سفر است شرط براي تماميت نيت اقامه عشرة ‌ايام است شارع نگفته واجب است كه اقامه عشره ايام يا نيت سفر داشته باشيد هيچ كدام را نگفته در اختيار ما گذاشته من اگر نيت عشره‌ايام بكنم بايد نماز را تمام بخوانم اگر نيت سفر بكنم بايد صلاة را قصر بخوانم.