اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۶۱

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - بررسی اخلال یا عدم اخلال شرط اختیاری در واجب مطلق (4) - 19-04-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۱

5
  • اين ها همه جزء اصول است خب اين قاعده كه الان دكتر هنوز داعيِ انشاءِ ايجابِ تداوي برايش پيدا نشده براي براي چيست؟ اگر اين را ما بفهميم كل اصول را فهميده ايم، كه چرا براي طبيب قبل از الان و در شرايط فعلي هنوز برايش انشاء حاصل نشده ؟ به خاطر چيست؟ (طبيب عاقل منظورمان است نه آن كه در را باز مي‌كند مقام انشاء از توي ماشينش از دم در خانه‌اش بيرون مي‌آيد! آن كه به اصطلاح اصول خوانده و يك مقدار متوجه است) به خاطر اين است كه هنوز علتش برايش پيدا نشده علت براي داعي و طلب در نفس مولا حاصل نشده است آن علت چيست؟ مشاهده مرض، هنوز مرضي مشاهده نكرده علم غيب هم ندارد كه ببيند چه كسي مي‌آيد و چه كسي نمي‌‌آيد شايد امروز مطب را باز كرد و هيچ كس هم نيامد كم آمد يكي آمد اصلا مريض نيست خيلي از اين ها مريض نيستند اين ها دوا ندارد اين ها همه اش دفاع بدن است بی خود قرص می‌دهند اين كه الان هنوز برايش داعي نشده به خاطر اين است كه علت براي انشاء حاصل نشده است، آن علت چيست؟ وجود مرض، وجود مرض كه براي او حاصل شد الان برايش ايجاد داعي مي‌شود نه يك دقيقه قبل، الان نگاه مي‌كند شما مريض هستيد خب بخوابيد معاينه‌تان كنم معاينه مي‌كند عجب اين بيماري را داريد وقتي بيماري مشخص شد رفت نشست پشت ميزش تمام اين ها را تجزيه و تحليل كرد اين موارد مفيد ادويه را در نظر گرفت تبعات و پيامدهاي اين داروها را در نظر گرفت توانست بين اين داروها جمع كند كه اين دارو صدمه نزند اين دارو اين جا را خراب نكند من حيث المجموع كه اين صورت مساله براي او روشن شد آن موقع مي‌گويد يجب عليك العمل بهذه النسخه آن وقت تازه مي‌گويد كه العمل بهذه النسخه، التداوی بهذه النسخه اين بعد از مشاهده مرض و حصول به جوانب اين مرض براي اين حاصل مي‌شود الان براي او داعي حاصل شد در همين وقت كه دارد او را معاينه مي‌كند يك دفعه مي‌بيند اين خوب شد يك شخصي وارد مطب شد يك حمدي خواند گفت بلندشو برو برو ببينم كه رفتي اين خوب شد تا اين طور شد آن علت منتفي مي‌شود با انتفاع علت آن طلب هم منتفي مي‌شود. پس انشاء و داعي براي طلب در نفس مولا منحصر است در وجود و عدم مرض، وجود مرض باشد انشاء مي‌آيد عدم مرض باشد انشاء ‌نمي‌آيد.