جلسه ۶۱
3مثلا فرض كنيد پزشك، چه وقت در نفس طبيب وجوب استفاده از دارو براي مريض حاصل ميشود وقتي مطبش را باز كند و مريضي بيايد نگاه كند ببيند سرش درد گرفته، دلش درد گرفته آن وقت اين وجوب دارو و تداوي براي آن مريض حاصل ميشود و ايجاب طبيب و انشاء يجب عليك التداوي بهذا الدوا چه موقع در نفس طبيب انبعاث پيدا ميكند ؟ وقتي چشمش به مريض بيفتد نه اين كه از اول كه ميآيد در مطب را باز ميكند يك انشاء كلي ميكند هر كسي ميآيد و پايش را در اين جا ميگذارد بايد يجب عليك التداوي يك كپي هم بكند از داروهاي مثل آسپرین و استامينفون و رانیتیدین فشار و... اين ها يك چيزي از اين وسط زيراكس ميكند دم در هم ميچسباند و ويزيت هم فعلا بدهيد و برداريد آن را ببريد اگر طبيبي اين طوري بيايد در مقام انشاء ميگوييم يك قدري بالاخانهاش عيب كرده است و بهتر است شما برويد و پيش يك شخصي كه قدري شما را دو سه هفتهاي بستري كنند و معالجه بشويد طبيب اصلا وقتي كه در مطب را باز ميكند آيا در آن موقع انشائي در نفس او حاصل ميشود يا نه؟ نه، مي گويد فعلا استارت ميزنيم و باز ميكنيم و ميرويم بالا و تا هنوز مريضها نيامده اند يك نيم ساعتي وقت داريم ميتوانيم تفريحي، تفرجي، روزنامه بخوانيم ببينيم روزنامه آمده به روزنامهسر بزنيم مطالعه كنيم تا مريضها بيايند وقتي مريض ميآيد داخل، باز هنوز برايش انشاء در نفس متولد نشده آقا سلامعليكم حال شريف خوب است خب لعل اشتباه آمده، ميخواسته برود بنگاه آمده پيش طبيب، بابا اين هرجا در باز است نميروند بنگاه آن طرف است آمده بالا ميبيند اين بساطش فرق ميكند اين مي آيد سلام عليكم حال شما چه طور است خب بفرماييد مشكلي داريد ميگويد نه واللَه مشكلي ندارم من ميخواستم بروم جايي خانهام را معامله كنم ماشين معامله كنم نميدانم از اين حرفها آقا ببخشيد اين جا مطب است بنگاه و فلان و دفتر و محضر اين جا نيست حالا ديدي پله دارد ميگويد ببخشيد خداحافظ شما راهش را ميكشد ميآيد بيرون خب اگر طبيب از آن اول تا چشمش به اين شخص ميافتاد انشاء برايش پيدا ميشد من فلان قرص را بدهم يك دفعه وسط كار ميگفت نشد كه اين كه مريض نيست.

