جلسه ۶۰
9مثال ديگري بزنم در صلاة و در انجام امور عبادي مگر توفيق از ناحيه پروردگار نبايد باشد؟ آيا آن غيراختياري است يا اختياري ؟ غيراختياري است تا خدا توفيق ندهد وَ مٰا بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اَللّٰهِ ثُمَّ إِذٰا مَسَّكُمُ اَلضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْئَرُونَ ﴿النحل، 53﴾ هر كاري خيري انجام داديد آن از ناحيه خداست آن توفيق از ناحيه خداست، ميشود غيراختياري پس بنابراين واجب مطلق نداريم تمام واجبها مشروط است چون ناشي ميشود از امر غيراختياري که توفیق اللَه است و تا توفيق الهي نباشد هيچ كس قدم از قدم نميتواند بردارد جناب نائيني در اين قضيه چه ميفرمائيد؟
تلميذ: نسبت به موقعی که عبد میخواهد اتیان بکند نسبت به او چه مولا میگوید برو......
استاد: آن بِزَنگاهي كه موردنظر من است آن را ميخواهم بگويم آن را دريافتيد يا نه؟ آن كه من ميخواهم چیست؟ ميگوييم امراختياري و غيراختياري به واجب مطلق و مشروط كاري ندارد غير از امور غيراختياري مواردي داريم كه در واجب مطلق اصلا مولا به حساب نميآورد، اصلا آن را در نظر نميگيرد.
همين مثالي كه زدم آقا پول دادن اين پولي كه عبد ميخواهد بگيرد از مولا ميتواند بگيرد اين اختياري یا غيراختياري است مولا ميگويد نميدهم اصلا مولا اين را به حساب نياورده چرا؟ چون مساله مربوط به آن است پول دادن مربوط به من است به این بدبخت چه ربطي دارد آيا ميتواند عبد به مولا بگويد اعطاء مال از ناحيه شما بالنسبه به من غيراختياري است، و چون غيراختياري شد واجب مشروط شد خداحافظ شما من رفتم ميشود يك چنين حرفي بزند؟ چون واجب مشروط است. بله هر وقتي كه مولا پول را گذاشت در جيبش اول بگذارد در جيبش و آن غرض حاصل بشود ديگر آن راه ها را ببندد بعد هم او را از خانه بيرون كند چون اجازه خروج از بيت هم از امور غيراختياري است آن را از خانه بيرونش كند پول هم بگذارد در جيبش، بعد بگويد حالا بلند شو حالا ميشود واجب مطلق تا قبل از اين واجب مشروط بود در واجب مشروط هم عبد ميگويد انجام نميدهم اين نسبت به من و نسبت به اعطاء مال مشروط است و امثال ذلك. صحبت اين است كه آيا در طلب، امر غيراختياري مولا دخالت دارد يا ندارد؟ اين است آن چه كه ما تا به حال دنبالش هستيم، آن امر غيراختياري ممكن است امري باشد كه اصلا دخالتي در انبعاث طلب ندارد آن چه كه در طلب مولا دخالت دارد امور ديگر است، آن امر غيراختياري به عنوان امر مفروضالوجود، وقتي خدا دارد امر ميكند به بندگانش توفيق را مفروض الوجود ميگيرد مولا وقتي كه امر ميكند به بندهاش آن اعطاء مال و اجازه خروج از بيت را مفروض الوجود ميگيرد، نه اين كه آن هم دخالت بدهد در آن طلب خب معلوم است بايد پول بدهد بي مايه هيچ كاري نميتواند انجام دهد تا در اين دنيا پول نداشته باشي كسي با توكاري ندارد بايد داشته باشي آن اجازه خروج از بيت در خود امر مولا كه به اين ميگويد اخرج من البیت و اشتر کذا در اين جا حاصل است در حالتي كه بايد پنج دقيقه صبر كند تا از بيت خارج شود اين چند دقيقه ميتواند بگويد نرو بايست از امرش برگردد چون عبد از خودش كه اطاعت ندارد.

