اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۶۰

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - بررسی اخلال یا عدم اخلال شرط اختیاری در واجب مطلق (3) - 18-04-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۰

8
  • پس خود طلب مولا كه مي‌گويد وجوب، آن وجوبي كه ذمه او را مي‌گيرد آن وقتي است كه آن چيزي كه مافوق دايره طلب است (كه امر غيراختياري است) آن موقع حاصل بشود وقتي كه حاصل شد تازه گريبانش را مي‌گيرد خب اين مساله غيراختياري بودن صحيح است مطلب صحيح است كه غير اختياري بودن باعث مي‌شود كه مولا آن تكليف را به نحو مطلق بيان نكند يعني نگوید که صلاه واجب است بلكه مولا بگويد صلاه واجب است عند طلوع الفجر اين را مولا بيايد بيان كند، نه اين كه به نحو مطلق بگويد صلاة واجب است.

  • ولي صحبت ما اين است كه غيراختياري بودن اين مساله دخالتي در طلب مولا ندارد ما بايد ببينيم آن اراده مولا نسبت به اين امر غيراختياري آن كيفيت اراده چه گونه است، نه صرف غيراختياري بودن ملاك بشود براي تعلق اراده به نحو مشروط و اختياري بودن ملاك بشود به تعلق اراده به نحو مطلق.كيفيت اراده مولا نسبت به اين امر غيراختياري، دخالت دارد در انشاء تكليف نه صرف غيراختياري بودن.

  • من يك مثالي مي‌زنم مولا به بنده‌اش امر مي‌كند كه در لیلة‌الجمعه فلان شخص را اكرام كن. خب بنده بايد از كجا پول بياورد از مولا بگيرد؟ پول گرفتن از مولا اختياري است يا غيراختياري؟ غيراختياري است پول خودش كه نيست پس بنابراين امري كه مولا مي‌كند به بنده كه در شب جمعه برو اكرام كن اين امر مي‌شود امر واجب مشروط يا مطلق است؟ الان امر مي‌كند مولا به اين بنده كه برو از اين سبزي فروشي يك كيلو سبزي بخر دو كيلو پرتقال بخر بياور بنده كه از خودش پول ندارد از چه كسي بايد بگيرد از مولا بايد بگيرد. مي‌گويد پول توي جيبم است، خب بده مي‌گويد نمي‌خواهم بدهم مي‌گويد نمي‌خواهي بدهي پس اين امر تو مي‌شود واجب مشروط، خداحافظ شما، مي‌گويد بابا كجا داري مي‌روي بايست مي‌گويد مگر تو نبايد پول بدهي مي‌گويد آره مي‌گويد پس چرا نمي‌دهي؟ من كه پولي از خودم ندارم چه طور مي‌توانم بروم؟ پس پول دادن از طرف مولا امرٌ غیر اختیاری بالنسبه الی العبد، اجازه مولا به خروج از بيت امر غيراختياري بالنسبه الي العبد، انصراف مولا، یک دفعه مولا انصراف پيدا مي‌كند مي‌گويد برگرد سرجايت بنشين اين ها تمامش در تحت تصرف مولا است آيا هيچ كدام از اين مواردي كه به خود مولا برمي‌گردد در آن انبعاث طلب نقش دارد؟ نه، مولا وقتي به بنده امر مي‌كند برو پرتقال بخر آيا هيچ به خودش مي‌گويد پول دادن به عبد، اين امر غيراختياري نسبت به اوست پس من كه به او امر مي‌كنم اين واجب مشروط مي‌شود بالنسبه به آن اموري كه مربوط به من است؟ (كه اعطاء و بذل مال و اجازه براي خروج از بيت باشد) اين مي‌شود امر مشروط اين اصلا معقول است؟ اصلا مولا يك چنين چيزي به ذهنش مي‌آيد؟ يا اين امر امر مطلق است تا می‌گوید پول ندارم بفرما هيچ وقت در ذهن مولا نمي‌آيد كه اين عبد از خودش تملك ندارد و اين امري كه من دارم مي‌كنم متوقف بر امور غيراختياري است كه به خود من برمي‌گردد چون مسائلي كه به خودش برمي‌گردد در تحت اراده و طلب نمي‌آورد با اين كه امر امر غيراختياري است ولي در تحت طلب در نمي‌آورد.