جلسه ۶۰
7ايشان ميگويند اين از باب سرايت وجوب و تنجّز وجوب نيست بلكه از باب برهان تفويت است يعني اگر شما فرض كنيد ميدانيد كه اين عمل و مقدمه را انجام ندهيد اتيان تكليف به مولا در اين صورت ضمير ميماند آن از نظر تفويت، بدون سرايت وجوب از واجب به مقدمه، از آن باب اين مشي به مسجد كوفه نيم ساعت قبل از طلوع فجر در اين جا واجب است نه از باب سرايت وجوب، چون هنوز وجوبي نيامده.
بعد ايشان خودشان يك مثالي ميزنند و مساله را تمام ميكنند ميگويند به همين جهت است كه ما در اين جا نميتوانيم واجب معلق را تصویر كنيم چون در واجب معلق قصد مولا اطلاق است قصد مولا خود زمان و امثال ذلك نيست اين مساله تا اين جا تمام شد.
اشكالي كه بر اين قضيه و مطلب وارد است بر طبق مطالبي كه تا به حال عرض شد اين است كه ما بايد ببينيم مساله اختياري و غيراختياري بودن بعضي از قيود آيا اين مساله در طلب مولا دخالت دارد يا نه؟
شما كه ميگوييد در اين مساله قضيه برميگردد به واجب مشروط چون بعضي از قيود غيراختياري است و مولا نميتواند امري را متوجه مكلف كند (مكلفي كه عاجز است از تحصيل امر غيراختياري مثل طيران الي السماء) چون اين مساله لغو است، وقتي كه مولا نميتواند يك چنين امري بكند، پس چه طور مولا طلبي را كه در نفس او موجب توجه امر به مخاطب است آن طلب را مطلق بيان كند؟ كه بگويد نماز به هر حال واجب است در حالتي كه خود مولا در نفسش نماز و صلاه بأی نحو کان را داراي مصلحت نميداند، صلاة في طلوع الفجر را داراي مصلحت ميداند، نه صلاة باي نحو كان را چه طور مولايي كه صلاة عند طلوع الفجر را داراي مصلحت ميداند ميتواند به نحو اطلاق به مكلف بگويد كه صلاة واجب است؟ در اين صورت نميتواند بگويد. اين ميشود امر غيراختياري.

