جلسه ۶۰
5پس بين اين دو مثال در اين صورت چه فرقي است؟ ما كه فرقي نميبينيم چرا آن جا ميگوييد واجب مطلق است و در اين جا ميگوييد واجب مشروط است؟
پاسخي كه مرحوم نائيني از اين اشكال ميدهند ميگويند نه شما در اين جا اشتباه ميكنيد ما بايد ببينيم مولا غرضش به چه تعلق گرفته غرض مولا در دو مثال دو امر متفاوت است، در مثال اول كه صل صلاة الصبح بعد طلوع الفجراست، به صلاة بعد از طلوع فجر تعلق گرفته نه به صلاة بعد از نيمساعت و فلان و امثال ذلك، يعني در صحت صلاة و در تحصيل مصلحت، طلوع فجر دخالت تام دارد شما يك دقيقه قبل از طلوع فجر بخوانيد اتيان امر مولا را نكرديد. پس خود اين قيد و زمان در نفس اراده و طلب مولا دخالت دارد.
ولي در مورد صل في مسجد الكوفه كه الان بعد از طلوع فجر است ميگويد كجا نمازم را بخوانم؟ ميگويم الان فجر شده به جاي اين جا برو مسجد كوفه بخوان، تا ثواب دويست برابر در مسجد كوفه به تو بدهند، يا اين كه موقع ظهر كه هست برو در آن جا نماز بخوان كه نماز تمام هم بخواني. (شنيدم بعضيها فتوا دادند كه در همه كوفه ميشود نماز تمام خواند نخير در همه كوفه نميشود فقط در مسجد كوفه است اين اشتباهي شده فقط در مسجد كوفه ميشود) ميگويد برو آن جا ميگويد نيم ساعت طول ميكشد ميگويد برو عوضش هم ثواب بيشتر بردهاي و هم چهار ركعت خوانده اي، خب اين طبعا بهتر است. پس مولا در اين جا غرضش به خود صلاة تعلق گرفته است نه به آن شرط و زمان خاص، آن شرط حاصل شد آن خصوصيت زماني براي صحت و تحصيل آن مصلحت حاصل شده.
پس الان غرض مولا ديگر به زمان نيست و اين كه نيم ساعت ديگر به مسجد كوفه ميرسد اين ارتباطي به مولا ندارد تو الان ميتواني پر بزن نيم ساعت را بكن كمتر، از اين هايي كه بال ميزنند بگیر به جاي اين كه روي زمين راه بروي و نيم ساعت طول بكشد پنج دقيقه برو مولا ميگويد من كاري ندارم تو پنج دقيقه هم بروي غرض را حاصل كردي ميگويد من سوار ماشين بشوم ده دقيقه ميرسم ميگويد سوار ماشين شو ده دقيقه برس من كاري به زمان ندارم ميگويد من فرض كنيد يك وسيله دارم الان با يك دقيقه به مسجد كوفه ميرسم ديگر من كاري به زمان ندارم زماني كه تحصل غرض را ميكرد حاصل شده خودت نميتواني اين صلاة را كه در شرايط فعلي همين الان است انجام بدهي به من كاري ندارد.

