جلسه ۶۰
3چون دستورالعمل اداري را براي يك سال مينويسند مدير بايد چه كار كند معاونش چه كار كنند كارمندانش چهكاركنند هركدام اينها يك دستورالعملي دارند ديگر نياز نيست هر روز آن مدير يا آن وزير مربوطه دستورالعمل صادر كند يك دستور براي يك سال صادر ميكند همه بر طبق اين انجام بدهند اين كه ديگر طبق اين انجام بدهند بدينمعنا است كه هر وقتي مكلف در يك چنين شرايطي قرار گرفت در همان وقت آن امر مجدد به عنوان جزئي از يك مفهوم كلي نسبت به او منجز خواهد شد، اين معناي واجب مشروط است.
بنابراين با اين برهاني كه ما ذكر كرديم ديگر ما واجب معلق نداريم چون يا مولا آن شرط را سبب و علت براي حصول مصلحت ميداند يا نميداند اگر نميداند پس واجب بالنسبه به او ميشود مطلق و اگر ميداند ميشود مشروط، ديگر در اين جا معلقي نداريم. اگر نسبت به اين مساله اشكال بشود لذا مرحوم نائيني فرمودند اشكالي كه بر واجب معلق است اين معنا به عنوان استقبال بودن قضيه نيست چون در هر قضيه حقيقهاي اين امر و طلب مولا به موضوع به عنوان مفروضالوجود تعلق ميگيرد و تمام احكام مولوي همه قبل از خلقت يا تشریع جعل شدند ما نميتوانيم بگوييم امتناع واجب معلق به استقبالي بودن آن طلب تعلق ميگيرد، تمام طلبها استقبالي است غير از بعضي طلبها كه جنبه جزئي دارد بقيه طلبها استقبالي است به اين مساله برنميگردد، امتناعش به اين برميگردد كه لحاظ آن قید و شرط خاص در حصول مصلحت اين مساله در اراده مولا و طلب مولا نسبت به اين فعل دخالت دارد با عدم اين حصول پس طلبي هم نيست.
اشكال به اين قضيه برميگردد كه ما ميگوييم واجب معلق نداريم در عين اين كه يك امر غيراختياري وجود داشته باشد مثل زمان يا مثل امور ديگري كه در اختيار مكلف نيست در عين حال مولا بيايد و آن مساله را در طلب در نظر نگيرد و فعل را به نحو مطلق بگوید اين صلاة واجب است خب واجب است وقتش چه موقع است؟ واجب واجب است بابا اين صلاه كه واجب است به نحو مطلق واجب است يا به نحو شرط خاص نه به نحو شرط خاص است پس بنابراين واجب نيست بايد شرطش حاصل بشود تا اين واجب بشود گرچه شما گفتيد واجب است اين واجب كأن لميكن است بايد آن شرط حاصل بشود.

