جلسه ۶۰
2الان كه ساعت فرض كنيد هشت و نيم ست صلاه ظهر واجب نيست صلاه ظهر چه موقع صلاه واجب ميشود آن وقتي كه زوال بشود چندساعت ديگر بايد صبر كنيم آن موقع تنجز تكليف حاصل ميشود الان هيچ مسالهاي بر عهده انسان نيست، مثل فرض كنيد زلزلهاي كه ميگويند طبق پيشبينيهايی که شده، عصر امروز سهشنبه در ساعت پنج و سيدقيقه يك زلزلهاي حاصل ميشود خب هنوز كه حاصل نشده صلاه آيات بر من واجب نيست اين وجوب صلاه آيات بعد از حصول علت و سببش كه زلزال است حاصل ميشود. همين طور نسبت به زوال شمس تا زوال شمس نشده نماز ظهر بر من واجب نيست.
پس بنابراين الان هيچ مسالهاي بر عهده من نيست و فرق نميكند در اين جا چه مولا بگويد كه من الان صلاة ظهر را براي شما واجب كردم يا اين كه مولا چيزي نگويد و يك دفعه سر صلاة ظهر كه مي شود بگويد صل بصلاة ظهر هيچ تفاوتي از اين نقطهنظر ندارد امر قبل از تحقق سبب و شرط و امر عند تحقق السبب و العله و الشرط والقيد، بالنسبته به آن از اين دو نظر تفاوتي نميكند، چون مولا خصوصيت آن وقت را در آن طلب و اراده لحاظ كرده اين مساله شرط مافوق دائره طلب قرار گرفته، نه در تحت دايره طلب كه طلب صرفنظر از او انشاء شده بلكه بايد آن چه را كه امر غيراختياري است تحقق خارجی پيدا كند و غرض مولا حاصل بشود آن گاه مولا انشاء كند، خب حالا اين انشاء را زودتر كرده اشكال ندارد اين انشائي كه زودتر كرده براي ما كأن لم يكن است هيچ تفاوت نمیکند.
مثل اين كه شارع بگويد كه جناب آقاي كذا امروز بعدازظهر در ساعت پنج و بيستوشش دقيقه در قم زلزله ميشود، براي من تفاوت نميكند چه ميگفتي چه نميگفتي فقط صرف همين اخبار است حالا اخبار را بكند يا نكند چه شارع اخبار بكند چه راديو، چه روزنامه و چه يك فرد عادي هيچ تفاوت ندارد بايد اين علت حاصل بشود، ما به شارع ميگوييم اگر هم نميگفتي براي ما تفاوت نداشت مساله فرقي نمیکند چون در نزد شما علت وسبب براي حكم وجود زلزال است حتي تا يك دقيقه قبل از زلزال هم اين حكم شارع كأن لميكن است، بله فقط حكم شارع اين مقدار را قبل از وجود آن علت ميتواند ارائه بدهد كه اگر در يك چنين زمينهاي مصادف شدي ديگر نياز به تكرار امر مجدد نيست نياز به امر مجدد شما نداريد، اين مقدار كه من امر را به شما كردم اين امر دستورالعمل اداري است آقا هروقتي كه فلان شد بايد فلان كار را انجام بدهي.

