جلسه ۶۰
11چون بحث اين است كه مساله تشريع نيست يعني وجوب از ذيالمقدمه به مقدمه سرايت نميكند اين بحث در اين جا تمام است پس از كجا به وجوب مشي سرايت ميكند؟ از برهان تفويت برهان تفويت متوقف بر چيست؟ بر تحقق يك امري است خارج يعني قبلا يك امري وجود داشته باشد براي تحصيل غرض مولا و تحصيل فعلي و وجودي شما بايد اين مقدمات را انجام بدهي مقدمات وجوديه را بايد انجام بدهي.
پس بنابراين برهان تفویت جناب نائيني و جناب كاظمي در اين جا بلاوجه خواهد بود چون عقل حجت ملزمه براي اتيان مقدمه نميبيند امري وجود ندارد اگر امر وجود دارد پس وجود معلق را بايد قبول كنيم اگر امري وجود دارد كه شخص نميتواند از زير اين امر فرار كند. پس بنابراين همان حرفي است كه مرحوم حاج محمدحسين ميزند صاحب فصول ميگويد در بعضي موارد خود زمان در اين جا ميشود قيد.
و نظير اين قضيه حالا اصلا به اين كار نداريم اصلا يك شخص نميگذارد كه اين زمان براي او حاصل بشود اگر شما ميگوييد امري نيست اين مصلحت نيست الا به خصوصيت آن زمان، ما نمیگذاریم زمان بیاید نيم ساعت قبل از طلوع فجر سوار طياره ميشويم راهمان را ميكشيم ميرويم تمام مسيري را كه طي ميكنيم هميشه نيم ساعت قبل از طلوع فجر است ميگوييم و ميخنديم نه نمازي ميخوانيم و نه مَلَك چپ و نه ملك راست هيچ كدام نميتوانند کاری بکنند نه اين ميتواند براي ما گناه بنويسد نه اين ميتواند براي ما ثواب بنويسد هي ميچرخيم دور زمين يا اصلا ميرويم به يك ستاره ديگر كه اصلا رنگ زمين را نبينيم و خلاص.
شما ميتوانيد ملتزم بشويد به يك چنين فتوايي ؟ نه چرا نميتوانيد؟ چون الصلاة لا يترك بحال داريم اين است قضيه چون الصلاة لا يترك بحال داریم در نفس مولا و طلبي كه در نفس مولاست زمان نقش اساسي ندارد به عنوان ظرف است و اگر آن ظرف نبود خود اصل ملاك و مصلحت ملزمه در اين جا هست. پس اصلا مساله ربطي ندارد به اختياري بودن يا غيراختياري بودن اضف علي ذلك يك صحبتي كه در اينجا با جناب نائيني ميشود

