جلسه ۶۰
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
واجب معلق به غيراختياري بودن شرط و قید برميگشت و ايشان برهاني را كه بر اين مساله اقامه كرده بودند اين بود كه غرض مولا چه ما قائل به تعلق احكام و تكاليف مصالح نفسالامريه باشيم و چه قائل به عدم تعلق و ترتب احكام بر مصالح نفسالامريه، تفاوت نميكند. آن طلب و اراده مولا نسبت به يك فعل يا توقف بر شرط و قید خاصي (كه اين فعل در اين شرط و موقعيت انجام بگيرد) ندارد مثل صوم شهر رمضان و صلاه عند طلوع الفجر و يا اين كه به نحو مطلق باشد مثل الصلاه بالبيت ، الطواف بالبيت كه به نحو مطلق است، استحباب به نحو مطلق است اختصاص به وقتي دون وقتي ندارد، در هر دو صورت طلبي كه تعلق ميگيرد يا ملاحظه فعل است به نحو اطلاق، بدون هيچ شرطي به كيفيتي كه آن مصلحت مترتبه بر اين فعل بدون لحاظ خاصي به واسطه اين فعل حاصل خواهد شد اين واجب ميشود واجب مطلق و يا اين كه آن مصلحت حتما بايد مترتب بر شرط خاص باشد كه در اين صورت آن امر و اراده به صرف آن فعل باي نحو كان تعلق نگرفته، وجوب صوم باي نحو كان نيست بلكه وجوب صوم در شهر رمضان است، صلاة صبح عند طلوع الفجر است و صلاة مغرب عند الاستتار القرص، شما نميتوانيد پنج دقيقه، دو دقيقه و حتی يك دقيقه قبل از استتار قرص نماز مغرب را بخوانيد اگر بخوانيد باطل است بايد اين صلاة مغرب بعد از استتار قرص انجام بشود.
پس بنابراين در اين صورت چگونه ممكن است كه مولا لحاظ آن قيد را در آن اراده و طلب در نظر نياورده باشد و آن طلب و فعل را بدون ملاحظه آن قيد و آن خصوصيت در نظر گرفته باشد كه مرحوم حاج شيخ محمدحسين نظرشان اين است كه در واجب معلق خود آن فعل طلب و اراده روي او تعلق گرفته است ابتدئاً منتهي آن فعل از نقطهنظر مقدمات وجوديه مترتب بر حصول آن قيد و شرط است ولي ديگر اراده مولا در آن طلب به خود آن زمان يا امر غيراختياري كه هنوز انجام نشده تعلق نگرفته است به نحوي كه اين طلب و انشاء تنجزش بعد از حصول آن شرط و قيد باشد.

