جلسه ۵۹
7خدا بيامرزد مرحوم آقاي انصاري وقتي به رحمت خدا رفتند دو نفر آمدند آن جا قبر خريدند در كنار ايشان يكي آن مرحوم مهندس تناوش بود داماد ايشان كه آن هم اخيرا دو يا سه سال پيش به رحمت خدا رفت آدم خوب و اهل حالي بود يكي هم مرحوم پدربزرگ ما حاج آقا معين، قبر آن بندهخدا مهندس تناوش را كه آمدند يكي ديگر را خاك كردند و هرچي هم بعد رفت [پيگيري كرد] گفتند خاك شده ديگر هيچي آن حاج آقا معين هم وقتي داشتند ميخريدند حاج آقاي ابهري گفت براي چي داري اين قبر را ميخري؟ گفت حاجي دارم براي خودم ميخرم گفت تو را اين جا دفنت نميكنند بيخود زحمت نكش اين جا مرا دفن ميكنند بعد گفت كجا؟ نميدانم مدينه تهران حضرت عبدالعظيم به نحو مردد گفت، و ايشان در عبدالعظيم دفن شد و اين آن جا نصيبش شد و خلاصه گاهي اوقات قضيه اين طوري ميشود. حضرت نوح هم خيلي زرنگ، گفت حالا كه اين طور است پس ما بياييم براي خودمان جا رزرو كنيم و آدم هميشه بايد زرنگ باشد مرحوم آقا ميفرمودند آدم بايد زرنگ باشد و فرصتها را بايد غنيمت بداند اگر قرار است بر اين كه زرنگي باشد اين جاها بايد باشد اينگونه موارد بايد انسان زرنگ باشد و خلاصه ببرد چون هميشه فرصت به دست نميآيد گاهي به دست ميآيد .
حالا فرض كنيد در اين جا ديگر نميشود كه شارع بيايد بگويد از الان من برايت واجب ميكنم صلاه فجر را در مسجد كوفه از همين الان خب همين الان كه واجب نيست هنوز كه نيامده ولي اگر در همين مسجد كوفه باشد بدون صلاه بگويد همين الان برايت واجب است همين الان بلند شو بخوان اين جاست كه مرحوم نائيني مبنا را بر واجب مشروط بودن، غيراختياري بودن قرار داده اند.
از نظر فلسفي و عقلي اشكالي كه بر اين مساله وارد ميشود (فعلا به اين اشكال كار داريم و به مسائل و اشكالات ديگر كاري نداريم) اولين مسالهاي كه نسبت به اين قضيه بار ميشود اين است كه شما در مورد واجب مطلق چه ميفرمائيد ؟ مثلا فرض كنيد كه مولا امر كند بر وجوب دو ركعت نماز در مسجد كوفه (حالا فقط همين مسجد كوفه را ميگوييم بدون طلوع فجر) شما ميگوييد واجب مطلق است خيلي خوب اين كه الان بايد نماز بخواند چه موقع بايد نماز بخواند؟ برود وضو بگيرد بيايد پنج دقيقه يا ده دقيقه ميشود خب ده دقيقه ديگر مگر در اختيار اين است؟ اين كه بايد برود وضو بگيرد دستشويي برود و يك نيمساعت دستشويياش طول ميكشد و وضو هم كه ميخواهد بگيرد و تقريبا بايد لاي ناخنش هم آب برود و اين ها خب يك ساعت ديگر فرض بكنيد اين بيايد حالا دو ركعت نماز بخواند شما وجوب صلاه را بالنسبه به اين فردي كه بايد نماز بخواند مطلق ميدانيد يا مشروط؟ اين بالاخره بايد اين نماز را در يك وقت از اوقات اتيان كند از الان كه مولا القا وجوب ميكند تا وقتي كه اين وجوب را در خارج محقق كند از الان تا آن موقع آيا زمان بالنسبه به اين فرد اختياري است يا غير اختياري است؟ غيراختياري است اصلا ما واجب مطلق نداريم همه واجبها ميشود مشروط چه طور شما در مورد فرض كنيد طلوع فجر اين حرف را ميزنيد؟ شما اصلا بگوييد پنج دقيقه بعد، پنج دقيقه بعد اختياري نيست بالاخره از وقتي كه كلام انشاء از دهان مولا خارج ميشود همان ثانيه كه خارج ميشود كه اين انجام نميگيرد شما ده ثانيه بعد هم بگويد در اين ده ثانيه باز مساله به اين كيفيت است.

