جلسه ۵۹
3آن چيزي كه شرط براي وصول اين است عبارت است از يك اموري كه آن امور دخالت در خود انشاءتكليف دارد در مقام ملاكات شرط براي خود آن واجب مشروط هستند. اگر زيد به قم آمد اكرامش واجب است اگر زيد به قم نيامد خب اكرامي هم در كار نيست لازم نيست شما تلفن كنيد او را به قم دعوت كنيد، مولا كه نگفته تلفن كن گفته اگر خودش آمد ان جائك زيد فاكرمه نه نياز به اين است كه شما او را دعوت كنيد نه كارت بفرستيد نه تلفن كنيد و نه اين كه دنبالش بگرديد هرروز بگوئيد آمده يا نه؟ اگر بر حسب عادي در خيابان ديديد بگوئيد آقا بيا بدهيمان رابه تو بپردازيم و شما را يك دعوتي و اكرامي بكنيم و او هم ميگويد خيلي خب والا نه نياز به اين طرف و تفحص و بالا و پايين دارد و نه نياز به دعوت و تلفن زدن دارد.
روي اين جهت مرحوم نائيني ميفرمايند در واجبي كه آن واجب مشروط است به يك قيدي كه غيراختياري است مثل زمان، زوال شمس صوم شهر رمضان ، صلاه فجر ، طلوع فجر يا مثلا استطاعت و حالا راجع به استطاعت فعلا صحبتي نميكنم اگر واجب نسبت به اين امور غيراختياري مطلق باشد يا بنا بر تعبير مرحوم صاحب فصول معلق باشد لازمهاش اين است كه امر تعلق گرفته باشد بر يك امر محال، زوال شمس در اختيار مكلف نيست در حالي كه در واجب مطلق امر وجوب از ناحيه متعلق تعلق ميگيرد به تحصيل مقدمات، وقتي كه موقع صلاه ظهر ميشود بايد دنبال آب بروي نميتواني پايت را روي پايت بيندازي بگوئي آب از آسمان بيايد نه شايد ابر نيامد اگر در زمين غصبي هستي و تمكن داري بايد از زمين غصبي خارج بشوي و بروي خارج از زمين غصبي و آن جا نماز بخواني اين جا بخواني باطل است پس اين برهان اول بر امتناع واجب معلق نسبت به امور غيراختياري.

