جلسه ۵۹
2پس بنابراين طهارت و استقبال و لباس طاهر و مكان غيرغصبي واجب است. سرايت وجوب به اين اموري كه بعد از آن به عنوان شرط مقدمه ذكر كردهاند كه حالا يا مقدمات شرعيه است يا عقليه( و تفاوتي از اين نظر ندارد) از اين باب است والا شارع نيامده است بر كسب طهارت يك ثوابي را مترتب كند بر استقبال وثوب طاهر و مكان غير غصبي ثوابي را مترتب كند، اين ها هيچكدام ثواب ندارد آن چه را كه ثواب دارد فقط صلاه است ميگويد من از تو صلاه را ميخواهم ثواب را بر اين ميدهم عقاب را بر ترك اين ميدهم حالا خودت ميخواهي كسب طهارت مائيه بكن ميخواهي نكن به من ارتباطي ندارد من اين صلاه را با طهارت مائيه ميخواهم من اين صلاه را با ثوب طاهر ميخواهم من اين صلاه را با زمين غيرمغصوب ميخواهم من اين صلاه را با عدم وجود احدالمحذورين ميخواهم.
اين ها همه مواردي است كه شارع يا عقل (هركدام فرق نميكند) آمده اند به عنوان مقدمه وجوديه يا از ناحيه شرع يا از ناحيه عقل نصب سُلَّم هم بوده از ناحيه شرع نيامده از ناحيه عقل است فرق نميكند حالا مولا بگويد براي صعود به سطح من يك ثواب به تو ميدهم اين دوتومان را بگير چون رفتي پشتبام اين دوتومان را هم بگير چون نردبان گذاشتي، نردبان ديگر جزو مقدمات عقليه است ديگر مقدمه شرعيه نيست، مولا پاداشي كه ميدهد بر خود آن متعلق تكليف ميدهد ديگر مقدمات را كه پاداش نميدهد حالا آن يك بحث ديگر است كه افضل الاعمال احمزها ولي از نظر ايجاد تكليف خارجي آن ثواب و عقاب ترتب ميگيرد بر نفس تكليف و آن حكمي كه توسط مكلف اتيان شده در دايره اين تعلق تكليف و انبعاث طلب، آيا مقدمات هم دخالت دارد يا ندارند؟ نه هيچ كدام دخالت ندارد، آن چه دخالت و تأثير دخلي دارد در انبعاث طلب عبارت است از آن علت و شرطي كه تحقق آن شرط موجب انبعاث است آن شرط باشد، نيست نيست، فقط همين، زلزله بيايد صلاه آيات هست زلزله نيايد صلاه آيات نيست تمام شد فرض بكنيد كه زراعت به بار بنشيند زكات است اگر زراعت به بار ننشست كرم آمد همه زراعت را خورد زكات هم در اين جا واجب نيست اگر سرمايه به ربح نشست خب خمس برايش واجب است اگر نه شخص در وسط آمد ورشكست شد اين ديگر خمس ندارد استطاعت اگر حاصل شد حج واجب است حاصل نشد حج هم واجب نيست.

