جلسه ۵۹
4برهان دوم اين است كه اين تحصيل حاصل است وقتي كه صلاه فجر يا صلاه ظهر خودش ميآيد خب شارع ديگر چه چيزي را واجب كند؟ برو دنبال چي؟ حالا فرض كنيد تحصيل آب نيست تحصيل آب آن جا در حوض است ما بايد يك مقداري راه برويم تا به حوض برسيم و آن جا كسب طهارت مائيه بكنيم خب ميگويند بلند شو برو دنبالش نسبت به سرايت وجوب از ناحيه مقدمات در مقدمات اشكال ندارد در مورد وقت زوال چي؟ شما ميتوانيد خورشيد را برگردانيد؟ شما ميتوانيد ماه رمضان را دوماه زودتر بياوريد؟ دوشنبه را به جايش شنبه بگذاري جاي چهارشنبه و دوشنبه را عوض كنيد؟ حالا اين دوره و زمانه شايد بشود تا حالا كه نميشد ميتواني اين كار را بكني يا نه؟ نه نميتواني.
پس بنابراين يكي اين كه تعلق بر امر غيراختياري از باب امتناع تحصيل اوست دوم اين كه از باب اين كه تحصيل حاصل است او خودش پيدا ميشود.
به همين جهت مرحوم نائيني ميفرمايد در قضاياي خارجيه هم مساله همين طور است فرقي نميكند آن امتناع در اين جا ميآيد فقط فرقش اين است كه در قضاياي حقيقيه مولا موضوع را مفروضالوجود تصور ميكند در قضاياي حقيقيه موضوع خارجي است ميگويد صل صلاه الفجر في مسجد الكوفه اين صلاه فجر را در اين مسجد كوفه كه وجود خارجي دارد بخوان كه ميشود قضيه خارجي. البته عرض كردم اين ها اصطلاحات مرحوم نائيني است و هيچكدام صحت ندارد اين هم در اين جا همين طور است ايشان ميفرمايد صحبت ما در اين است كه حكم وجوب صلاه كه تعلق گرفته است بر امر غيراختياري كه صلاه فجر باشد، فجر كه دست ما نيست فجر مربوط به آسمان وزمين و گردش زمين است وقتي كه اين حكم تعلق ميگيرد بر يك امر غيراختياري چه فرق ميكند ايشان ميگويند بين اين كه بگويد اكرم زيدا ان جاء كه امر غيراختياري است آمدن زيد در خيال من نيست آمد اكرام ميشود نيامد نميشود ، نميشود كه ما از آن جا بلندش كنيم بگذاريم اين جا مثل اين كه فرض كنيد در يك كشور است در اختيار بنده نيست كه او را بياورم چه فرق ميكند كه حكم مولا تعلق بگيرد بر يك امر غيراختياري كه عبارت است از صلاه عندالفجر في مسجد الكوفه كه ما در آن جا ميگوييم صلاه بالنسبه به طلوع فجر ميشود واجب مشروط ببخشيد در مورد ان جائك زيد از اين طرف چون مرحوم صاحب فصول ان جائك زيد را نسبت به وقت، واجب مشروط ميداند واجب معلق كه نميداند و اين حكايت از دقت صاحب فصول ميكند.

