جلسه ۵۸
7مرحوم نائيني اين وجوب را ميفرمايد ما نميتوانيم تصور بكنيم يك التزامي را كه از طرف مكلِف نصيب مكلَّف ميشود بدون اين كه شرطش در خارج محقق باشد اين را ما اصلا نميتوانيم تصور كنيم، چه طور اين صاحب فصول آمده و يك چنين التزامي را تصور كرده،بر اين اساس اشكالي را كه مرحوم نائيني به صاحب فصول ميگيرند ميگويند چه فرق ميكند جناب صاحب فصول شما كه مثال ميزنيد براي واجب معلق كه قبل از فجر در ماه رمضان كه طهارت من اول الفجر شرط براي صوم است اگر كسي طاهر نباشد و محتلم و جنب باشد روزه آن روزش باطل است فرض كنيد شيطاني كرده حوصلهاش نيامده كه بلند شود برود غسل كند و گفته الان هم كه بر من واجب نيست از اول طلوع فجر واجب است خب پس من ميتوانم تأخير بياندازم بياندازم تا آن دقيقه آخر، دقيقه آخر بروم زير دوش و بعد بيايم و يك دفعه دقيقه آخر هم كه ميشود تا ميخواهد بلند شود برود ميبيند اذان را گفتند: اشهد ان عليا ولياللَه ... اي داد بيداد خب هيچي بر من نيست چه اشكال دارد؟ مولا از اول طلوع فجر طهارت را واجب كرده، بنده تا الان هيچ گونه تكليفي ندارم همين اول طلوع فجر بايد در عرض يك ثانيه، خورشيد را نگه دارم، همان طوري كه اميرالمؤمنين عليه السلام نگه داشت و رفت نماز عصرش را خواند، تا طلوع فجر بر من هم واجب نبود الان كه واجب نيست نصف شب است نه يك دفعه شيطاني اگر ده دفعه هم شيطاني بكنم و يك چنين مسالهاي اتفاق بيفتد باز در عين حال شارع هيچ تكليفي را به من نميتواند بكند خب راست هم ميگويد تو گفتی یک دفعه من دلم ميخواهد ده دفعه چه اشكال دارد؟
علي كل حال اين كه الان شارع گفته كه از اول طلوع فجر خب ما الان فرض كنيد ما به خودمان نگاه بكنيم صاحب فصول ميگويد شما ميتوانيد قبل از طلوع فجر بگوييد كه تكليفي بر عهده من نيست پس بنابراين غسل هم بر من واجب نيست ميتوانيم اين حرف را بزنيم؟ نه چرا؟ اول طلوع فجر روزه باطل است پس بايد قبل آن برويد.

