جلسه ۵۸
4بناءعليهذا مرحوم نائيني ميفرمايد وقتي كه در اختيار من نيست و من نميدانم آيا آن وقت خواهد آمد يا نخواهد آمد من اصلا زنده هستم يا نيستم در شرطي كه در اختيار من نيست چطور ممكن است حكم مولا تعلق بگيرد و بشود واجب مطلق بالنسبه به این ها يا واجب معلق؟ البته واجب معلق كه از مشروط خارج باشد اگر ما نميدانيم زيد ميآيد يا نميآيد چطور ممكن است امر مولا نسبت به اكرام زيد در ليلهالخميس كه مشكوكالمجيء است امر غيرمشكوك باشد؟ يعني كأن مولا اصلا در اين جا شرطي نكرده، گفته ليلهالخميس بايد اكرام كني واجب مشروط واجب مطلق يعني همين واجب معلق يعني وجوب در اين جا ثابت شده است بر ذمه، در حالتي كه واجب منوط به وصول به وقت خودش هست اشكال مرحوم نائيني اشكال جدي هم هست در اين جا چطور ممكن است كه مولا وجوب را از الان بگذارد بر عهده اين در حالتي كه هنوز شرطش معلوم نيست انجام بشود يا نشود؟ خب زيد معلوم نيست ميآيد يا نميآيد چطور از الان وجوب برود بر عهده اين شخص قرار بگيرد؟ در واجب مشروط چيزي بر عهده اين نيست فقط مولا صرفا يك اخباري كرده اخبار كرده بر اين كه در صورت آمدن زيد وجوب در همان موقع آمدن بر عهده تو قرار ميگيرد ديگر نياز نيست به من تلفن بكني و یا در خانه من را بزني از خواب بیدارم كني بگويي خب حالا زيد آمد واجب شد اكرامش يا نه؟ ميگويد من كه چندروز پيش به تو گفتم آن اخباري كه مولا چندروز پيش ميكند حكم انشاء مجدد است حكم انشاء در وقت تحقق شرط است ديگر دوباره تلفنكردن و تماس گرفتن ندارد من كه چند روز پيش به تو گفتم منتهي در اين مدت چندروز پيش تا آمدن زيد تا تحقق اين شرط چيزي بر عهده او نيست چون هنوز شرط محقق نشده حالا كه زيد آمد در اين جا اين مساله محقق شده و به اصطلاح مصلحت خود وجوب محقق شده و بايد اين به شرايط وجوب قيام بكند قبل از اين اين طور نبوده.

