جلسه ۵۸
3معناي وجوب يعني تعهد و التزام فعلي، التزام و تعهد فعلي ممكن است نسبت به يك موضوعي باشد كه وجودش به طور كلي در اختيار مكلف نباشد؟ ميشود يك چنين چيزي؟ كه الان مكلف التزام داشته باشد اما اين التزامش به يك امر واهي كه اصلا در اختيار او نيست و نميتواند اين امر را اتيان كند به آمدن زيدي كه به طور كلي مشكوك است كه اصلا زيد ميآيد يا نميآيد بگويند از الان بر تو واجب و لازم است زيد را اكرام كني، اگر آمد اگر نيامد كه نيامد اگر آمد اكرام كن خب اين چه تعهد فعلی براي مكلف الان پيدا ميشود؟ در شرايط فعلي كه انشاء نسبت به يك امر خارجي بخواهد تعلق بگيرد نه به يك امر فرضي منتهي آن امر خارجي مفروضالوجود وقتي كه انشاء ميخواهد تعلق بگيرد يعني الان من به عهده تو گذاشتم اين مساله را در حالتي كه اين مساله مشكوكالوجود است. چطور فرض كنيد ما در مورد عقود اين مطالب را ميگوييم كه عقد در معاملات نميشود عقد معلق يا مشروط باشد فرض کنید اگر فردا زيد آمد به اين قم و به اين شهر من اين را به شما ميفروشم اين عقد باطل است منجز نيست زوجتي طالق اگر فلان قضيه اتفاق بيافتد اگر فرض كنيد در فلان مجلس افراد بيايند و جمع بشوند و يك چنين حرفي را بزنند زن من طالق است اگر هم نيايند و حرف نزنند و كاري نداشته باشند نه در اين جا اين طور نيست که زوجتي طالق انجام شده و متوقف بر تحقق شرط است كه اگر آمدند و در آن مجلس فحش دادند من از الان زنم طالق است اگر نيامدند و فحش ندادند مساله خاصي نيست در انشائات و صيغ عقود آن ابرام و تنجز و انشاء حکم هيچوقت تعلق نميگيرد بر يك امر مشكوك و محتمل بله، نسبت به امر غيرمشكوك چرا فرض كنيد إن طلعت الشمس غداً زوجتی طالق نسبت به اين تعلق ميگيرد اين اشكال ندارد اين كه در بعضی جاها نوشتهاند تعلق بر شرط فايده ندارد اين تعلق بر شرط و اين ها اين طور نيست، نسبت به شرطي كه متحققالوجود هست اشكال ندارد در واقع اين إن طلعت الشمس اگر شمس طلوع كند در اين جا يك قيد زائدي هست كه در واقع اين را ميخواهد بگويد كه همان طوري كه خورشيد طلوعش محققالوجود هست من هم اين طلاقم را اين قرار ميدهم مثل اين كه فرض كنيد الان ما صحبت ميكنيم ميگوئیم كه اگر احديت خدا به اصطلاح يك چنين چيزي باشد من اين كار را انجام ميدهم اين نميگويد كه من اين كار را انجام ميدهم به آن شرط نه آن يك امر ثابتی است ميگويد اگر قرار باشد خدايي هست شما از من هم خواهيد ديد كه چه ميكنم اگر قرار است مثلا قيامتي باشد شما يك چنين چيزي را خواهيد ديد قيامت و وحدانيت خدا و رسالت پيغمبرصلي اللَه عليه و آله كه محققالوجود است اين اگري كه در اين جا ميگذارد جنبه شرطي ندارد بلكه جنبه تثبيت منوي خود و مخبر عنه است يا انشائي است كه بر آن جنبه تثبيت اين انشاء تحقق پيدا ميكند.

