جلسه ۵۸
2در شرط مقارن وجوب هيچ ارتباطي با شرط ندارد فقط بر حسب اتفاق اين قيد در اين جا مقارن او قرار گرفته و براي همين مثلا ممكن است نسبت به غیر وقت هم مطلب به همين كيفيت باشد مثلا ميگويد مشروط به اين كه فلان غذا را براي اين مهمان درست كني خب اين تهيه غذا شرط وجوب نيست شرط واجب است يعني اين واجب را مولا با اين شرط ميخواهد خب يك مرتبه مطلع ميشود كه اين جناب مهمان فرض كنيد از فلان غذا بيشتر خوشش ميآيد و مدتي هم نخورده ميگويد نه، نه، آن غذايي كه به تو گفتم بايد درست كني آن غذا را ترك كن و اين غذا را درست كن اگر اين قيد شرط براي وجوب بود چرا بايد عوض بشود؟ ديگر نبايد عوض شود چون وجوب فرض اين است كه موضوع با شرايط و قيود خاص به خودش متحقق ميشود و بعد حكم روي او ميرود اين نظر و كلام صاحب فصول بود.
اشكال مرحوم نائيني به ايشان كه اصلا به طور كلي بين واجب مطلق و واجب مشروط وجود واجب معلق را مستحيل ميدانند، ايشان قائل به يك شقّ ثالثي از وجوب شدند و اسمش را واجب معلق ميگذارند اشكال ايشان اين است كه اين واجب كه الان مشروط و مقيد شده است به يك امر غيراختياري معنايش چيست؟ (البته در قضاياي حقيقيه يعني اگر مولا وجود خارجي اين مكلفبه را در نظر بگيرد) به اين عنوان كه لو فرض اين اكرام در ليلهالخميس در وقت زوال اگر فرض بشود يجب بر مصلي و مكلف اتيان به صلاه، پس وقتي كه مولا يك موضوعي را در نظر ميگيرد، موضوعي در نظر گرفته است در واجب مشروط كه با يك امر غيراختياري توأم است اگر زوال محقق شد اين تحقق زوال به عنوان موضوع براي اين مكلفبه در اين جا وجوب نسبت به او تعلق ميگيرد.

