جلسه ۵۸
14قسم سوم البته به اعتقاد ما همان واجب مطلق است منتهي خب ايشان آمده شق ديگري قرار داده و تعهد را نسبت به آن مثل واجب مطلق آمده تعهد را الزامي كرده در فرضي كه مولا هنوز امر نكرده ولي اخبار از امر را ميكند آيا اين مردم ميگويند ميتواند اين موجب و موقعيتي براي خودش پيش بياورد كه باعث بشود مولا در انشاء امر ناتوان باشد عاجز باشد ميتواند؟ نه نميتواند همين كه مولا اخبار ميكند من ميخواهم به تو امر بكنم گريبانش را گرفت ديگر نميتواند از اين بلد برود بيرون بايد صبر كند تا اين كه ببيند مولا چه ميخواهد بگويد همين كه مولا گفت من ميخواهم فردا به تو امر كنم خب حالا اگر مولا بيايد اصلا امر بكند واجب است بر شما در موقع زوال صلاه ظهر را بخواني از الان امر ميكند كه واجب است شما در وقت زوال صلاه ظهر بخوانی آيا من ميتوانم حالا كه مولا اين طور امر كرده بلند شوم سوار هواپيما بشوم هنوز وقت زوال كه نيامده بر وفاق مسير خورشيد حركت بكنم سر ثانيه دو ساعت یا يك ساعت به اذان هي بروم خورشيد بيايد دنبالم هنوز كه نيامده هنوز كه وقت زوال نيامده هي خورشيد ميگويد بايست ميخواهم وقت زوال بشود نماز بخوانی ميگويد بيا دنبالم اين از آن طرف ميرود آن هم از آن طرف ميآيد امر مولا هم كه انجام نشده مولا گفته وقت زوال، وقت زوال هم كه هنوز نيامده اصلا بنده تا آخر عمر ميروم سوار یک طياره ميشوم ازاين سلولهاي خورشيدي هم ميگذارم كه ديگر نه نياز به سوخت نداشته باشم و نه نيازي به بنزينگيري و تا آخر عمرم هم لنگم را مياندازم همهاش ساعت ده بر فراز آسمان پرواز ميكنم و يك ركعت هم نميخوانم چون زوال نيامده، مردم به اين تفكر و به اين اجتهاد نميخندند؟ فعلا كه همه دارند ميخندند ماشاءاللَه خيلي چيزها درآمده كه مردم، مولا ميگويد مگر ما را سركار گذاشتي تو سوار طياره ميشوي سلول خورشيدي ميگذاري سرعت را با چيز تنظيم بكني من به تو ميگويم بلند شو نماز بخوان بلند شو چه كار بكن.

