اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۵۸

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - بررسی اخلال یا عدم اخلال شرط اختیاری در واجب مطلق (1) - 19-03-1430

نسخه عربی

جلسه ۵۸

13
  • مطلب دوم اشكالی كه در اين جا بر مرحوم نائيني وارد مي‌شود مي‌گوييم خيلي شما داريد تند مي‌رويد اصلا شما مساله واجب معلق را از محالات داريد مي‌شماريد و به طور كلي بايد مطلب را به اين كيفيت طرح كرد آن برداشتي كه شما از وجوب در اذهان دارید با آن برداشتي كه مولا به مكلف القاء مي‌كند متفاوت است ما از وجوب چه برداشتي مي‌كنيم وقتي كه مولا اين را مي‌كند آنچه را كه از وجوب ما برداشت مي‌كنيم بنابرفرض مرحوم نائيني اين است كه الان يك حالتي بر ما مسلط شده يك تكليفي بر ما آمده دست و بال ما را بسته و همين طور ما بايد نسبت به اين مساله قيام كنيم و وقتي كه مي‌بينيم قدرت بر قيام بر مساله نداريم. پس بنابراين اين دست بستن را منافي با حكمت از ناحيه حكيم علي‌الاطلاق مي‌شماريم و اين را از ناحيه مولا عبث و لغو مي‌دانيم. بنابراين مي‌گوييم آن جنبه دست بستن و احاطه و ضيق و آن در مخمصه قرار گرفتن مكلف با وجود عدم تحقق شرط و با وجود عدم قدرت بر تحقق شرط اين مساله لغو خواهد بود و عبث است و امتناع از اين نظر مي‌آيد ولي اگر ما وجوب را به اين معنا نگيريم كه نيست و واقع مساله هم نيست وجوب عبارت است از احساس تكليفي كه بر عهده مكلف قرار مي‌گيرد عند القاء الخطاب علي المشافهين آن احساس تكليف را ما واجب بدانيم وجوب وقتي كه اين طور باشد پس بنابراين ديگر چه اشكالي دارد بر اين كه مولا بيايد و مكلف را مورد خطابي قرار بدهد كه شرط براي تحقق آن تكليف در اختيار او نباشد يا اين كه محتمل باشد.

  • مسأله و مطلبي كه در اين جا هست اين است كه وقتي در واجب مشروط بين واجب مشروط آن احساس تكليف و گريبان گرفتن آن احساسي كه با احساس روز قبل متفاوت است در روز قبل بدون اين كه انسان القائي را از ناحيه مولا بشنود كان في فُسحَةٍ حتي اگر احتمالش را هم مي‌داد کان فی فُسحَةٍ عن الاقدام و عن غیر الاقدام آزاد بود احتمال مي‌داد كه فردا مولا به او يك چنين امري را بكند احتمال مي‌دهد مي‌گويد براي اين كه مولا به من يك چنين امري را نكند مي‌گذارم از اين شهر مي‌روم بيرون هرچه مولا فردا مي‌گردد در قم پيدايش نمي‌كند كجا رفت؟ چرا رفتي؟ خب دلم خواست بروم دلم خواست بروم آن طرف دنيا از گير امر و نهیت راحت بشوم تو نمي‌دانستي من امروز مي‌خواستم به تو امر كنم؟ نخير بنده چه مي‌دانستم مي‌خواستي شما بگويي مي‌خواستي شما ديروز بگويي من فردا به شما امري را خواهم كرد الان نكردم فردا مي‌خواهم بكنم ببينيد اين هم در همان قضيه است حرمت خروج عن‌البلد بالاخبار مولا از امر به غد اگر اين مولا به عبد بگويد من فردا مي‌خواهم به تو يك امري بكنم بيننا و بين اللَه آن ارتكاز عرفي را بگويم كه دهاتي مي‌فهمد آن را مي‌خواهم بگويم اگر مولا بگويد اين مي‌تواند بگذارد از بلد برود بيرون؟ خب اين كه هنوز امري نكرده وقتي نكرده مي‌گذارم از بلد مي‌روم بيرون مولا مي‌گويد چرا رفتي؟ دلم خواست مگر به تو نگفتم؟ می‌گوید هنوز كه امري نكردي از آن بيلي كه دستش است بلند مي‌كند چنان توي كله‌اش مي‌زند كه مغزش بيايد در دهانش مي‌گويد به تو امر نكردم مگر نگفتم فردا مي‌خواهم به تو امر بكنم اين اخبار من بر تو الزام نمي‌آورد؟ هان بلند شويم برويم در اين خيابان از اول تا آخر خیابان ما يك چنين مطلبي را يك تاكسي پيدا مي‌كنيم به او مي‌گوييم مغازه‌دار همه اين ها چه‌ مي‌گويند؟ مي‌گويند عقلا مذمت مي‌كنند وقتي مولا گفت هنوز امري نكرده تازه برسيم به اينكه امر بكند مي‌خواهم اين را بگويم كه ما بايدبدانيم در مقام استنباط اين وجوب و تعهد چيست و اشكال نائيني و امثال نائيني در كجاست كه اين ها واجب مطلق را آمدند واجب مشروط شمردند و معلق را همين طور مرحوم صاحب فصول اين مطلب را فهميده كه اسم آن واجب را گذاشته معلق.