جلسه ۵۸
12پاسخي كه ما به مرحوم نائيني ميدهيم اين است كه اولا شما وسط دعوا آمديد نرخ تعيين كرديد شما ميگوييد چه فرقي بين وجوب صوم و بين وجوب حج بالنسبه به استطاعت است هذا اول الكلام ما ميگوييم اصلا وجوب حج بالنسبه به استطاعت واجب معلق است حالا بر طبق فرمايش مرحوم فصول ميگوييم واجب مطلق و وقتش همان وقت استطاعت و وقت حج و اين چيزهاست پس نسبت به استطاعت كه شما ميگوييد چه وقتي هست من آن را نميدانم من نديدم مگر اين كه خود صاحب فصول در اين جا قائل به اشتراط استطاعت بشوند نسبت به حج و حكم اشتراط بكنند كه من بعيد ميدانم از صاحب فصول، صاحب فصول فرد خيلي دقيقي بوده مرحوم آقا شیخ محمدحسين ايشان بسيار دقيق بوده و خود من خيلي از مطالبي كه خب به عنوان ارتكازات خودم قرار دادم از همين مباني مرحوم صاحب فصول است و آن موقع فصول را حتما ملتزم بودم و در همان وقتي كه كفايه و اين ها بحث ميكرديم مباحثهاش را داشته باشم كتاب فصول بسیار كتاب مفيدي است و خيلي مهم است و در اين رساله اجتهاد و تقلید مرحوم آقا هم از صاحب فصول هم نقل شده و مطالب دقيقي نقل شده و من قصد دارم كه تمام آنچه را كه مربوط به اين مباحث اجتهاد و تقليد از صاحب فصول است بياورم در پاورقي و در آن جا ذكر كنم البته من نديدم كه مرحوم صاحب فصول نسبت به استطاعت چنین مسألهای داشته باشند ممكن است اطلاعي ندارم حالا ممكن است اشكال نائيني اين نباشد كه ایشان به این معتقدند بالاخره اين را بر يك امر مفروضي قرار دادند و حكم غالب و اين ها كه حج را نسبت به استطاعت واجب مشروط ايشان تلقي كردند.
پس اشكال اول اين است كه از كجا استطاعت بالنسبه به حج شرط براي وجوب است نه اين شرط واجب است شرط وجوب نيست همان طوري كه ما قبلا نسبت به مساله استطاعت گفتيم اين استطاعت شرط وجود است نه شرط وجوب بله شرط براي خود وجوب آن شرط وجوبش عبارت است از مسائل نفسالامريه كه اين مترتب بر حج است براي تحقق واجب شرايط وجوديه لازمه است راحله و مركب و قوت و قوت عیال و يك آرامش ذهني كه طبعا آن آرامش بواسطه قوت بر عیال و این ها بايد حاصل بشود تخليه سرب و امنيت و امثال ذلک كه شرايط وجوديه هستند هيچ وقت شارع نميآيد فرض كنيد تخليه سرب را شرط براي مصلحت خود وجوب قرار بدهد يا زاد و راحله قرار بدهد تخليه سرب چه ربطي به اين دارد يك روز دروازه را ميبندند يك روز باز ميكنند آيا اين دخالت در وجوب دارد حالا كه دروازه را باز ميكنند مصلحت وجوبيه ميآيد يعني ايجاد مصلحت ميشود تا دروازه را ميبندند يك دفعه مصلحت تبديل به مفسده ميشود اصلا معقول نيست شارع مصلحتي كه در نظر گرفته قرب است و تجرد و نميدانم مقام ثواب و مطالب ديگري كه مترتب بر حج است اين مطلب اول.

