جلسه ۵۸
10پس بنابراين بايد آن چه را كه مورد نظر شارع هست همان را ما بدون تغيير و تصرف انجام بدهيم ديگر از خودمان نياييم اظهار سليقه كنيم ديگر ما نياييم در اين جا يك شرط یا قيد را بر عهده شارع قرار بدهيم ما آن طلب در قلب مولا را كه به نحو اطلاق بيان شده نياييم با طريقه و با افكار خودمان تبديل به طلب مشروط كنيم و آن را از دايره اطلاقيت دربياوريم ما در روايات نداريم در كدام روايت و آيه داريم؟ وقتي كه ميگوييم … وَ لِلّٰهِ عَلَى اَلنّٰاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً ... ﴿آلعمران، 97﴾ آيا در آن واجب مشروط خوابيده؟ كجاي اين آيه واجب مشروط است؟ با حروف ابجد هم حساب كنيد واجب مشروط از درونش درنميآيد با سرّ و رمل و جفر هم حساب کنیم. ما ميگوييم حج به نسبت استطاعت واجب مشروط است اين را ما ميآييم ميگوييم ما اين كيفيت را در اين جا بيان ميكنيم در آيه و روايت ما نداريم اين ها را ما نداريم.
حالا مرحوم صاحب فصول كه آمده يك چنين واجبي را درست كرده چاره ندارد كه بگويد اين واجب معلق است چون اگر بگويد واجب مشروط است جناب نائيني كه شما ميگوييد در واجب مشروط هنوز وجوب از ذيالمقدمه به مقدمه سرايت نكرده است پس تا اول طلوع فجر ميشود شخص غسل نكند واجب نيست خب در اين جا چي ميگوييد؟ ايشان ميگويند اين يك مساله ديگر است كه بحث تفكيك است که بحث تفكيك و برهان تفكيكي كه مرحوم نائيني ميگويند بعد راجع به آن صحبت ميكنيم ايشان ميگويند واجب واجب مشروط است ولكن وجوب غسل در اين جا به خاطر وجوب عقلي است كه در آن جا موجب تفویت طهارت ميشود و تفویت طهارت موجب بطلان صوم ميشود آن مطلب بعد است كه در آن جا هم نظر است صاحب فصول نه ايشان ميگويند كه اول طلوع فجر طهارت واجب است و وجوب غسل بالنسبه به او ميشود واجب و بايد قبل از فجر طهارت كند اگر قرار باشد اين واجب مشروط باشد ما ميتوانيم بگوييم مكلف غسل نكند.

