جلسه ۵۸
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
عرض شد كه نسبت به واجب مشروط، مرحوم نائيني معتقدند كه مولا موضوع را با توجه به قيود و شرايطي كه در اصل خود وجوب دخالت دارند در نظر ميگيرد و آن امر را متوجه مخاطب ميكند و بر اين قياس آن شرايطي كه خارج از دايره طلب هستند قطعا در لحاظ مولا نسبت به طلب دخالت دارند زيرا معنا ندارد كه امر مولا تعلق بگيرد به يك موضوعي كه آن موضوع مترتب باشد بر يك شرطي كه غيراختياري باشد عقلاً اين مساله مستحيل است بنابراين مولا در مقام طلب موضوع را با توجه به همان شرط غيراختياري مدنظر قرار ميدهد و بعد طلب را بر آن موضوع با توجه به شرط غيراختياري( كه فرض كنيد از اقسام آن زمان است) نسبت به او اين امر را صادر ميكند.
بر خلاف مرحوم صاحب فصول كه ايشان شرط غيراختياري را مخل به واجب مطلق نميدانند بلكه به طور كلي مساله اختيار و غيراختيار را از اين قضیه خارج ميدانند آن شرطي را كه در خود وجوب دخالت دارد بالنسبه به واجب موجب اشتراط ميدانند نه آن شرطي كه دخالتي در اصل وجوب ندارد بلكه در واجب دخالت دارد نه در وجوب، فرض كنيد مثلا در اكرام در ليله الجمعه اين ليله الجمعه شرط براي اكرام است ولي نه شرط براي وجوب اكرام ، آن كه شرط براي وجوب اكرام است يك مصالح و دواعي در نفس مولاست ولي ليله الجمعه شرط براي خود واجب است مثلا مولا ميخواهد فلان شخص را اكرام كند منتهي آن شخص شب جمعه ميآيد زيارت حضرت معصومه سلام اللَه عليها اگر شب چهارشنبه ميآمد شب چهارشنبه ميگفت اكرم زيداً ليله الاربعاء چون شب جمعه ميآيد بنابراين اين اكرام در شب جمعه قرار ميگيرد اگر ليله الخميس ميآمد به قم اين ميگفت اكرم زيداً ليلهالخميس پس بنابراين شرط و زمان با اين كه زمان در اختيار مخاطب نيست ولي هيچ نقشي در اين اصل وجوب ندارد بلكه در واجب اصل است. فلهذا ممكن است نيت مولا برگردد يك دفعه متوجه بشود زيد در ليله الثلاثاء ميآيد ميگويد اين اكرام كه گفتم در شب جمعه برگردان به شب سهشنبه خب اگر قرار بود كه زمان دخالت در اصل وجوب داشته باشد چه طور برگشت به ليلهالثلاثاء؟ پس اين هيچ ارتباطي ندارد، بله در خود اكرام دخالت دارد بالاخره اكرام بايد در يك ساعتي قرار بگيرد حالا در ليلهالثلاثاء باشد البته بعضي از اكرامها در ليله قرار ميگيرد ولي بعضي از اكرامها ناهار هم ميشود حالا آن اكرام در ليله الثلاثاء يا فرض بكنيد ليلهالاربعاء و امثال ذلک براي چه هستند؟ به عنوان شرط مقارن است نه شرط دخيل و مؤثر در طلب اين را ميگويند شرط مقارن.

