جلسه ۵۶
7در ظرف جنون تعلق تكليف مستحيل است نه اين كه اصل خود انسان فاقد احتياج به اين مصلحت ملزمه است، مصلحت ملزمه به جاي خودش محفوظ است وقتي شخصي در موقع زوال، جنون داشت به اين معنا نيست كه آن مصلحت ملزمه الان از او منتفي شد، نه، منتفي نشده، نميتواند انجام بدهد! مصلحت به جاي خودش است نه اين كه اگر يك شخصي عاقل بود به واسطه آن عقلش مصلحت آمد وقتي عقل رفت مصلحت رفت مصلحت در حال جنون هست همان مصلحت در حالت هوشياري و عقل و راه رفتن در خيابان هست، آن مصلحت در حالت عدم تنبه و غفلت است، شخص غفلت دارد نميداند. الان صلاﮤ ظهر است چون الان اين شخص غفلت دارد از صلاﮤ ظهر، ميتوانيم بگوييم آن مصلحت از او فوت شده و ديگر فاقد مصلحت است بر او واجب نيست؟ الان بر او واجب است آن مصلحت در عالم فعليت و تنجز هنوز فعلي يا منجز نشده تعبير فرق ميكند فقط بسته به انسان است براي آن فردي كه بالغ نيست آن مصلحت هم الان نيست چرا؟ چون شارع آن مصلحت ملزمه براي تكامل روح و نفس را عندالبلوغ لحاظ كرده است لا قبل البلوغ، قبل از بلوغ لحاظ نكرده البته در سابق عرض كردم اگر شخص از نقطه نظر عقل به موقعيتي و وضعيتي برسد كه بتواند آن حكم را واقع وحقيقتا براي خودش احساس بكند در آن موقع براي او هم الزام است.
لذا در باب ائمه عليهمالسلام مگر ما نداريم امام جواد و امام هادي عليهماالسلام در ده سالگي به امامت رسيدند؟ هنوز پنج سال تا بلوغ باقی مانده پس از ده سالگي تا پانزده سالگي امام هادی عليه السلام نماز نميخواندند چون بالغ نبودند ما كه ده تا تكليف نداريم يك تكليف بيشتر نداريم عندالبلوغ للرّجال مثلا خمسه عشر السنوات، عندالبلوغ للنساء أربعه عشر چون ما كه نه سال را قبول نداريم بلکه همان چهارده سال است.

