اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۵۶

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - قضایای حقیقیه و خارجیه نزد مرحوم نایینی (12)

نسخه عربی

جلسه ۵۶

4
  • يك وقتي مرحوم آقا به من گفته بودند برو فلان كار را انجام بده خب ما يك مقداري در اين قضيه تساهل كرديم گفتيم فردا و پس‌فردا هم مي‌شود دو روز از اين قضيه تأخير افتاد آن موقع هنوز اين كه اين دلالت بر... البته مي‌دانستيم در آن امر مولا تسريع و اين ها نخوابيده كه حتي آب هم در دستت است بگذاري زمين، اين ها اصول بود و ما هم طلبه بوديم و اصول خوانده بوديم نمي‌دانم از اين حرفها يك دفعه ما در اين دو روزي كه مي‌خواستيم آن مطلب را براي او انجام بدهيم آن رفت و تمام شد گفتيم ما كوتاه كرديم یا نكرديم از ما پرسيدند اين كار را كردي گفتيم ما تا آمديم بجنبيم، دو روز رفت گفتند چرا وقتي فهميدي نرفتي؟ ديگر آن جا نگفتيم به ايشان آيا در امر مولا تعجيل است يا نه؟ اين مطالب اصولي كه ما خوانديم اين كفايه كه مي‌فرمايد پس چي مي‌شود؟ آن جا فهميديم اشتباه كرديم وقتي از مولا امر آمده اين را انجام بده عند مجيء اين تا فهميدي، اين واجب مي‌شود مطلق، وقتي واجب مطلق شد آيا عبد نبايد تصور بكند كه در صورت مسامحه ممكن است بواسطه عروض عارضي و ورود مانعي از تحقق اين امر خارجي در اين جا باز بماند؟ اين ديگر درواجب مطلق نيست. خب اين مساله را در واجب مطلق ما بايد درنظر بگيريم.

  • پس در واجب مطلق، آن متفاهم عرفي و مقتضاي حكم عقل در اتيان امر مولا، عدم لحاظ قيد و يك شرط و يك محدوديتي است الا تحقق همان مكلف در خارج اين مي‌شود واجب مطلق. حالا با اين واجب مطلق مرحوم نائيني مي‌فرمايد مشكل و دغدغه ما اين است كه شرطي كه در اختيار مكلف نيست چگونه ممكن است موجب التزام مكلف به تكليفي بشود كه تحقق آن تكليف مستحيل و ممتنع است براي او شارع الان مرا امر به وجوب صلاة ظهر بكند در حالتي كه صلاﮤ ظهر هنوز نيامده خب همان موقعی که آمد امر كن چرا الان امر مي‌كني؟ اين مي‌شود قضيه مفروضه، ‌لو تحقق زوال الظهر في يوم الاربعا يجب عليك الصلاﮤ نه اين كه از الان يجب عليك‌ الصلاة عند تحقق ديگر در اين جا معنا ندارد بگوييم از الان بر تو واجب است يعني از الان حكم تكليفي برايت آمد چگونه ممكن است حكم تكليفي بر من بيايد؟ مثل اين كه بگوييم از الان بر تو حكم آمد كه اين نامه را به زيد بدهي وقتي آمد به قم خب هر وقت قم بيايد آن حكم با خودش مي‌آيد قضيه مفروض‌الوجود است، متحقق الوجود كه نيست قضيه خارجيه كه نيست قضيه حقيقيه است اگر زيد آمد با خودش آن موقع وجوب هم مي‌آورد الان هيچ چيز نيست الان هيچ مساله و مطلبي نيست اين امتناع است مرحوم نائيني مي‌فرمايد با اين امتناع ما چه كنيم؟ اين امتناعي كه در اين جا هست يعني آن تفكري كه از اطلاق در اذهان اينگونه افراد هست اقتضا مي‌كند كه تصور واجب مطلق را در يك چنين زمينه‌اي اصلا نتوانند بكنند شرطي است كه آن شرط دخالت دارد در اصل تحقق وجوب آن موقع مولا از الان واجب كند. خب شرط الان در اختيار من نيست مثل اين كه به من بگويد از الان روزه ماه رمضان سال ديگر بر شما واجب است خب هر وقت رمضان آمد و سال ديگر آمد و ما زنده بوديم آن موقع بيايد بگويد واجب است ديگر از الان گفتن ندارد يعني چه؟ مگر مولا می‌خواهد زياد حرف بزند؟ كله‌پاچه خورده مي‌خواهد زبانش بچرخد؟ نه بابا همان موقع ماه رمضان كه شد بيايد بگويد از فردا صوم برایت واجب است ديگر از الان گفتن يعني چي؟ كلام لغو است اين ديگر چه تكليفي است؟