جلسه ۵۶
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
در تعريف واجب مشروط و مطلق عرض شد كه نظر مرحوم محقق نائيني بر اشتراط تحقق شرط در نفس مولا، براي انبعاث طلب است به نحوي كه اگر اين شخص محقق نشد طبعاً طلب هم منتفي خواهد بود.
در قضيه حقيقيه كه موضوع در قضيه حقيقيه مفروض الوجود است نه متحققالوجود چون بنابر مذهب ايشان قضاياي خارجيه قضايایي گفته ميشود كه موضوعش بالفعل در خارج موجود باشد ولو عندالعلم يعني علم مولا به وجود يعني نفس وجود خارجي عيني، موضوع براي تكليف نيست بلكه خود علم مولا به تحقق موضوع خارجي موضوع براي تكليف خواهد بود و مولا آن تكليف را متوجه او خواهد كرد كه البته در اين قضيه خارجيه خيلي مساله مورد بحث نيست فرض در قضاياي تكليفيه همهاش برميگردد به قضاياي خارجيه زيرا مولا در مقام انشاء به فرمايش اين ها قبل از خلقت زمان، مولا انشاء قضاياي حقيقيه را كرده است و احكام را بر موضوعات مفروضالوجود برده است، الخمر حرام قبل از اين خلقت زمان بوده الزنا حرامٌ قبل از خلقت زمان بوده است الصلاﮤ واجبٌ قبل از خلقت زمان بوده است در حالتي كه آن موقع هنوز زماني خلق نشده بود تا اين كه انساني به وجود بيايد و نمازي بخواهد بخواند و بلوغ و امثال ذلك.
پس بنابراين همه قضاياي تكليفيه، برگشتش به قضاياي حقيقيه است و از اين نظر ايشان بحث واجب مشروط را برميگردانند به امتناع تعلق غرض مولا بر تكليفي كه آن تكليف در اختيار مكلف نيست.
لذا ايشان ميفرمايند شرايطي كه دخالت دارد در اصل وجوب چون يك شرايطي هست كه در واجب دخالت دارد همان طوري كه عرض كردم فرض كنيد در مساله اكرام زيد خود اكرام في حد نفسه واجب است ولي حصول آن اكرام منوط به طبخ غذاي فلان است اگر آن غذایي كه مورد نظر شخص ملاقي و مهمان و ضیف نباشد درست كند، عُقلا مزمت ميكنند ميگويند خب براي چي دعوتش كردي اين كه از اين غذا بدش ميآيد و از اين غذا خوشش نميآيد چرا اين را جلويش گذاشتي؟ خب اين كه نقض غرض خواهد شد آن شخص ميگويد من در اين جا به اكرام عمل كردم ميگوييم خب به اكرام عمل كردي به وجوب عمل كردي به واجب که عمل نكردي.

