اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۵۶

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - قضایای حقیقیه و خارجیه نزد مرحوم نایینی (12)

نسخه عربی

جلسه ۵۶

6
  • اين كلام نائيني اين را مي‌خواهد بگويد آن استبعادي كه ايشان و ديگران در واجب مشروط دارند كه چطور يك شرطي كه در اختيار مكلف نيست آن شرط را مولا نديده مي‌گيرد و واجب را به نحو اطلاق همان‌جور بيان مي‌كند كه مي‌گويد برو نامه را به زيد بده كه در قم است چطور مي‌شود بين اين دو را با هم جمع كرد چطور مي‌شود اصلا اين مساله‌اي را كه اصلا در اختيار مكلف نيست الان اين تكليف را بر عهده او گذاشت؟ پس ديدي كه الان هنوز اصلا شرطي كه دخالت داشته باشد در وجوب نيامده اين امتناع موجب شده است كه مرحوم نائيني قائل به وجود واجب مشروط در قضاياي حقيقيه نسبت شرائط و شروطي كه دخالت در اصل وجوب مثل استطاعت بالنسبه به حج و اين ها دارند بشوند.

  • اين كلام مرحوم نائيني خب با توجه به مطالبي كه قبلا عرض شد رفقا اين مساله را كاملا بايد دريافته باشند كه آن فهم مولا از واجب مطلق و مشروط اصلا از دايره اختيار مكلف نسبت به شرط و عدم شرط خارج است اصلا بحثي در اين جا نيست وشايد به همين دليل است كه مرحوم صاحب فصول قسم ديگري از اقسام واجب معتقد شدند به واجب معلق كه بين واجب مطلق و بين واجب مشروط به عنوان حد فاصل و ثالث براي اين به اصطلاح مطرح مي‌شود ولكن با توجه به مطالبي كه ذكر شد براي ما روشن مي‌شود كه واجب معلق همان واجب مطلق است نه اين كه قسم ثالث است الا اين كه در واجب مطلق صور و اقسامي وجود دارد از جمله آن صور و اقسامش يكي واجب معلق است كه روي اصطلاح صاحب فصول آن مطلب را ما در اين جا عرض مي‌كنيم.

  • اشكال مهمي كه بر اين مساله وارد است قبل از پرداختن به مطلب صاحب فصول اين است كه مولا در القاء تكليف و لحاظ مصلحت تكليفيه براي عبد آنچه را كه دخيل مي‌داند در آن مصلحت ملزمه نسبت به او توجه دارد نه اين كه اختيار مكلف بر آن شيء شرط يا عدم اختيار او اين اختيار يا عدم اختيار او از دايره بحث خارج است مساله اختيار و عدم اختيار او يك مساله‌اي است كه اگر نظرتان باشد به قدرت مكلف درمقام فعل برمي‌گردد نه به اصل دخالت آن شيء در آن وجوب و مصلحت ملزمه؛ به قدرت برمي‌گردد وقتي كه يك شخص قدرت ندارد يك بار صدكيلويي را بردارد طبعا آن امر مولا به او در آن وضع هم تعلق نمي‌گيرد يعني در ظرف عدم قدرت بر رفع يك ثقل صدكيلويي معنا ندارد كه امر مولا تعلق بگيرد اين مثل فرض بكنيد دخالت عقل مي‌ماند در انجام تكليف، دخالت عقل در انجام تكليف در اين جا واجب مشروط است حالا اگر فرض كنيد يك شخصي ديوانه بود در ظرف جنون (اين كه من دارم تكرار و تأكيد مي‌كنم چون خيلي نكته است كه تمام اين گيرها از اين جا پيدا شده كه ما مساله واجب مطلق را نفهميده ايم و به اين دست‌اندازها افتاديم!) در ظرف جنون اصلا تعلق تكليف چيست؟