اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۵۶

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - قضایای حقیقیه و خارجیه نزد مرحوم نایینی (12)

نسخه عربی

جلسه ۵۶

3
  • اشكال و دغدغه مرحوم نائيني در واجب مشروط اين است كه چگونه ممكن است شرطي كه در اختيار مكلف نيست نسبت به وجوب بلاشرط باشد، دخالتي نداشته باشد شارع در اين جا مطلبي را واجب مطلق كند واجب مطلق كردن يعني چي؟ واجب مطلق كردن به اين معنا كه يك تعهدي را بر گردة مكلف گذاشتن و مكلف را موظف به تحقق اين تعهد در خارج كردن به اين مي‌گويند واجب مطلق. برو الان اين نامه را به فلاني بده ديگر در اين جا من شرط نكردم اگر پايت یا سرت درد نمي‌كرد برو، سرت درد مي‌كند بايد بروي بدهي پايت درد مي‌كند بايد بروي نامه را بدهي مي‌گويي پول ندارم، پول قرض كن برو بده مي‌گويي فرض كن شخص در خانه نيست، اين قدر بايد بروي شهر را بگردي تا پيدايش كني و اين نامه را در هر حال بايد بروي بدهي اين را مي‌گويند واجب مطلق، يعني در اين جا شارع در القاء اين تكليف به مكلف هيچ لحاظي را جزء تحقق اين تكليف در خارج در نظر نگرفته است كه اين بايد در خارج تحقق پيدا بكند تمام شد.

  • وقتي كه وقت صلاﮤ مي‌شود صل‌صلاﮤالظهر تمام شد حالا اين صلاﮤ الظهر بايد با طهور باشد، برو کسب طهارت كن چشمت‌ درآید دندت نرم برو آب پيدا كن به من ارتباط ندارد من الان استقبال را نمي‌دانم باید به چهارطرف شش طرف هشت طرف شانزده طرف نماز بخواني تا يكيش روبه كعبه دربيايد من نمي‌دانم ثوب طاهر ندارم خب بلند شو برو ثوب طاهر پيدا بكن اگر مي‌تواني پيدا بكني پيدا كن اگر نه مثل آدم و حوا آن جا نماز بخوان، (آنها برگ انجير به خودشان مي‌بستند) بالاخره صلاﮤ را متطهّراً و مستقبلاً و با ثوب طاهر و زمين غيرغصبي و امثال ذلک من از تو مي‌خواهم هيچ چيز از تو نمي‌خواهم وقت زوال آمد اين تكليف شد مطلق تا به حال مشروط بود اگر زوال شد تكليف است الان كه تكليف نيست اگر زوال شد اين تعهد مي‌آيد الان كه تعهد نيست ولي وقتي تعهد آمد مثل این كه اگر زيد آمد در قم برو اين نامه را بهش بده الان زيد نيامده هيچ تعهدي بر من نيست نگفته برو تهران بده نه وقتي به قم آمد نامه را بده، پس الان من مي‌توانم بنشينم نگاه كنم ببينم چه موقع زيد مي‌آيد ولي وقتي به من گفتند ما زيد را در خيابانها ديديم، تكليف ديگر یک دفعه مطلق شد. در اين جا چيزي لحاظ نيست خانه‌اش كجاست ديگر به عهده مولا نيست.