جلسه ۵۶
2اتيان به وجوب يعني تعهد به تحقق اين فعل در خارج در اكرام ولي كيفيت تحقق مربوط به واجب است كه آن در اين جا اتيان نشده و وقتي اتيان نشود پس اصلا خود وجوب هم در اين موقع اتيان نشده، لذا شرايطي كه آن شرايط دخالت در خود وجوب دارند واجب بالنسبه به آن شرايط ميشود واجب مشروط زيرا در صورت عدم تحقق آن شرايط اصلا وجوبي در كار نخواهد بود مثل بلوغ، عقل، تنبه فرض بكنيد كه ايشان ميفرمايند مثل استطاعت بالنسبه به حج كه تا استطاعت نباشد خب حج هم معنا ندارد مثل زوال نسبت به صلاى و وقت نسبت به صوم، وقت نسبت به حج يا مثل حصاد براي وجوب ذكات و امثال ذ لك كه در همه اين موارد خود شرط دخالت در اصل وجوب دارد به طوري كه اگر وقت صلاﮤ نشود صلاﮤ ظهر هم واجب نيست الان صلاﮤ ظهر واجب است؟ نه صلاﮤ ظهر واجب نيست الان صوم واجب است؟ نه ما الان در ماه ربيع هستيم صوم مربوط به شهر رمضان است الان حج واجب است؟ نخير چون الان فرد مستطيع نيست پس بنابراين حج بر او واجب نيست و هلمّ جرّا و از اين زمينه ايشان شرايطي را برشمردهاند كه از اين جا مساله ميآيد جدي ميشود شرايطي كه حصول آن شرايط در اختيار مكلف نيست واجب بالنسبه به آن شرايط ميشود واجب مشروط مثل فرض كنيد وقت حج بالنسبه به وجوب حج، وقت صوم بالنسبه به وجوب صوم یا وقت حصاد بالنسبه به وجوب ذكات كه خود وقت در اختيار مكلف نيست مثل مجيء زيد بالنسبه به اكرام حالا زيد يا ميآيد يا نميآيد بالاخره مسافرت در اختيار زيد است ان جائك زيد فاكرمه نميگويد برو دست زيد را بگير بياور در قم و اكرامش كن و مجيء زيد كه در اختيار من نيست حالا شخص ميخواهد بيايد تلفن ميكند ميگويد آقا بنده منصرف شدم از آمدن خب ميگوييم اين واجب مطلق است بنده چه خاكي به سرم بكنم ميگوييم نه از اول اين واجب مشروط بوده اين اكرام منوط است به مجئ (من كه الان اين را تكرار ميكنم به خاطر آن جهتي است كه مورد نظر دارم و احساس ميكنم كه كاملا كلام مرحوم نائيني جا بيفتد تا اين كه آن نقدي كه نسبت به آن مطلب هست بتواند جايگاه خودش را باز بكند).

