جلسه ۵۵
5يا فرض كنيد برعكسش، آن جا عرض شد مساله وقت ما چه دليلي داريم بر اين كه خصوص وقت دخالت در اصل وجوب دارد، جناب نائيني چه كسي گفته فرض كنيد وقت صلاه ظهر وقت زوال است وجوب صلاه ظهر در وقت زوال منجز ميشود چه دليلي داريم بر اين كه خود اصل وجوب صلاه هم زوال وقت شرط وجوب آن است؟ نخير، شرط براي اصل وجوب مصلحت ملزمهاي است(دقت كنيد) كه آن مصلحت ملزمه با اتيان به صلاه ظهر براي انسان حاصل ميشود و بدون اتيان به صلاه ظهر حاصل نميشود اين شرط براي انشاء تكليف به صلاه است بر انسان، منتهي وقت وجوب چه موقع است؟ وقت وجوب نه خود وجوب وقت آن واجب يا وجوب عبارت است از وقت زوال حالا اگر اين زوال محقق نشد وقتش هم دست آدم است محقق نشد انسان ميرود سفر ، سفرش را هم يك طوري تنظيم ميكند يا تنظيم شده نه اين كه دست خودش باشد به سمت غرب حركت ميكند دقيقا نقطه مقابل حركت خورشيد يعني دقيقا موازي با حركت خورشيد اين هم حركت ميكند شما ميخواهيد برويد شام يا سوريه، حالا سوريه در همان قسمت باز انحراف دارد ميرويد مثلا به قسمت غرب به قسمت اروپا و فرانسه و انگليس و يعني قسمت غرب را ميرويد ساعت ده صبح هم راه ميافتيد و حركت ميكنيد مثلا ميرويد در آن جا تمام مسيري را كه شما داريد طي ميكنيد دوساعت قبل از ظهر است ( البته در صورتي كه سرعت[شما مساوي سرعت زمين]باشد البته سرعت زمين بيشتر از طياره و اين هاست) خب يك كسي ميگويد ما بلند ميشويم اين را ادامه ميدهيم هنوز که وقت زوال نیامده، بيستوچهارساعت همين طوري در دوساعت قبل از ظهر دور زمين ميچرخيم.
تلميذ:سرعت هواپیما بیشتر است برای من اتفاق افتاد وبعد از ظهر راه افتادم قبل از ظهر رسیدم به مقصد ودوباره نماز خواندم.

