جلسه ۵۵
3اين ها را ما بايد خوب متوجه باشيم صرف نظر از كلام مرحوم نائيني از لسان روايات بفهميم كه اين قيد يا شرط يا ظرفي را كه امام عليهالسلام براي تحقق واجب در خارج لحاظ ميكند.. و اين را هم بدانيد خيلي اين مساله مهمي است در بسياري از موارد ما ميبينيم كه مساله به اين كيفيت است كه اصلا شرط براي چيز يك مطلب ديگر است حالا فرض كنيد شارع به يك كيفيت ديگر ذكر كرده است همين اشكال و اشتباهي را كه الان بسياري از افراد مرتكب شدهاند و صلاه را در مسافرت هاي امروزه و متداوله تمام ميخوانند ناشي از اين قضيه است كه فرض كنيد يك مطلبي را شارع گفته يك قیدی یا شرطي را شارع آوده و اين ها تصورشان بر اين است كه اين شرط دخالت در اصل وجوب دارد در حالتي كه اصلا دخالتي در اصل وجوب ندارد آن دخالتش چيز ديگر است آن چيز ديگر ملاك است و اين حالا به عنوان حكمت است يا به عنوان شرط يا دخالتي در واجب هم حتي ندارد، نه به واجب مربوط است نه به وجوب.
درآيه شريفه ميفرمايد … فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ اَلشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَ مَنْ كٰانَ مَرِيضاً أَوْ عَلىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيّٰامٍ أُخَرَ …﴿البقرة، 185﴾ خب در اين جا اگر شما واقعاً بخواهيد به شرطيت اين توجه كنيد پس بايد بگوييد: اگر اين ملاك براي وجوب است، انسان در حضر هم که باشد اگر در عسر است بايد نماز را شکسته بخواند آن چه عسري است كه در سفر موجب قصر است ولكن در حضر موجب قصر نيست؟ مگر سفر و حضر فرق ميكند؟ چه فرق ميكند؟ كه يك نفر از سفر چهارفرسخ بيايد در حضر ميگويند بايد نماز را تمام بخواني همين مسافت را با همين كيفيت برعكس كنند ميگويند بايد قصر كني چه فرقي كرد؟ همان خر را سوار ميشود اگر خر سياه است در هر دو اگر سفيد است خر سفيد است همان خر را سوار ميشود يا بگوييد ماشين را سوار ميشود خر بگوييم كه اقلاً بگويند عسري در اين جاست ولي ماشين كه ميگويند امروزه نه آقاجان همان زمان سابق را ميگوييم همان زمان رسول اللَه صلي اللَه عليه وآله وسلم همان شتر را سوار ميشود از مدینه ميرود چهارفرسخ آن طرفتر به آن جا كه ميرسد نماز را بايد قصر بخواني حالا آنجا فرض كنيد سه ماه مانده همان شتر را سوار ميشود مسافت را می آید به اين جا كه ميرسد نخير لا یرید بکم الیسر اين جا كه رسيدي بايد نماز را تمام بخواني اين چه فرقي است؟ دیروز عرض کردم پيغمبر صلي اللَه عليه و آله وسلم بيست روز در جنگ تبوك رفتند و در آن جا بيست روز بودند، چه عسري است كه بايد نماز را قصر بخوانند؟ تمام اين مدت بيست روز را پيغمبر صلي اللَه عليه و آله وسلم نماز قصر خواندند چون نميتوانستند قصد اقامت کنند هیچ معلوم نیست فردا برميگردند برنميگردند جنگ كي شروع ميشود؟ اصلا ميشود يا در اين جاست يا جاي ديگر انتقال پيدا ميكند انسان وقتي براي يك جنگ در يك جا حركت ميكند نميتواند قصد اقامت عشرهايام داشته باشد لذا همينطور پيغمبر صلي اللَه عليه و آله وسلم تا بيست روز بيش از بيستروز بيست و يكي دو روز نماز را قصر خواندند، چه عسري در آن جا بود كه پيغمبر صلي اللَه عليه و آله وسلم قصر خواندند؟

