جلسه ۵۵
2اين كلهجوش آقاي شاهرودي دخالت در واجب دارد نه در اصلالوجوب وقتي كه ميزبان ميآيد مهماني را دعوت ميکند آن غذايي كه مهمان بدش ميآيد نميگذارد جلويش، عجب آدمي هستي ما را دعوت كردي و آن چيزي كه ما نميخواهيم...، اين شرط معاشرت نيست آنچه را كه او دوست دارد لذا ميگوييد شما چه غذايي دوست داريد؟ می گوید هرچي بود بود، یا ميگويد فلان چیز را درست کن.
در مقدمه واجب مرحوم نائيني ميفرمايندكه مقدمه دخالت در اصل وجوب ندارد آنچه كه موجب مصلحت ملزمه براي واجب است يك امر ديگري است، آن مثلا تحقق يك شيئي است فرض كنيد اصلاح ذات البين دخالت براي مثلا اصل وجوب دارد كه ميگويد دعوت كني فلاني و فلاني را با هم حالا اگر فرض كنيد فلاني بود و فلاني نبود اصلاح ذات البین محقق نميشود آن مصلحت ملزمه براي وجوب اكرام، اصلاح ذات البين است و آن اصلاح ذاتالبين در صورتي است كه هر دو فرد باشند نه اين كه فقط یک فرد باشد، چون ديگر نتيجهاي بر آن مترتب نميشود. منتهي در آن به اصطلاح نسبت به وقت ديگر آن شرط براي وجوب نيست مثلا وقت، وقتي است كه مثلاً لیله الجمعه باشد كه در ليلةالجمعه كه آن از تهران ميآيد به زيارت حضرت معصومه آن هم كه در اين جا هست اين تلاقي در آن شب قرار بگيرد. حالا اگر به جای لیله الجمعه يك شب ديگر فرض کنید شب دوشنبه آن شخص مي آمد اين وجوب اكرام به حال خودش باقي بود چون الان آن مصحلت در اين شب تحقق پيدا ميكند.
پس وقت در اين جا به عنوان شرط وجوب نيست شرط وجوب در اين جا عبارت است از قيدي كه آن قيد، اصلاح است آن قيد، من باب مثال ايجاد داعي براي سخا و بخشندگي براي حصول يك غرض ديگري است، حالا آن وقت، شرط واجب است آن كيفيت اكرام، شرط واجب است ولي در اصل وجوب دخالت ندارد.

