اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۵۴

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - قضایای حقیقیه و خارجیه نزد مرحوم نایینی (10) - 11-02-1430

نسخه عربی

جلسه ۵۴

8
  • دليل بر اين مساله همان طور كه قبلا گفتيم اين است كه آنچه را كه دخالت دارد در اراده مولا اختيار مكلف بر انجام آن شرط و عدم اختيار نيست آنچه كه دخالت دارد در اراده مولا، نفس انبعاث طلب و انبعاث داعي است نسبت به خصوصيات خود متعلق او فقط دخالت دارد در اطلاق و اشتراط، نه اختيار مكلف نسبت به ايجاد حوادث و عدم اختيارش لذا در بحث زوال وقتي كه شارع مي‌گويد يك ساعت ديگر يجب عليك صلاة‌الظهر مگر زوال شمس در اختيار مكلف است؟ پس چرا مي‌گوييم صلاة شمس واجب مطلق است چرا مي‌گوييم؟ به خاطر اين است كه وقتي كه مولا وجوب صلاة‌ظهر را در نظر گرفته است وجوب صلاة‌ظهر را علي كل حال و باي نحو كان در نظر گرفته است منتهي آن وجوب را مشروط به صلاة كرده است و وقتي كه مي‌گويد اكرم زيدا لیلة‌الجمعه آيا وجوب اكرامي كه الان مي‌گويد مشروط است يا مطلق است؟ وجوب مطلق مي‌شود چرا؟ زيرا اين وجوب تعلق گرفته است بر اكرام باي‌نحوكان و فی ای ‌شرائط. الا اين كه ظرف اكرام لیلة‌الجمعه پس لیلة‌الجمعه داخل در خود آن طلب نيست بعنوان ظرف براي وجوب اكرام است نه اين كه داخل در آن محدوده در آن دائره طلب باشد.

  • پس بنابراين اين كه ايشان مي‌فرمايند اگر شرط شرط اختياري باشد و شارع شرط اختياري را مي‌تواند در دائره طلب قرار بدهد چون اختياري است و اگر در اختيار نباشد شارع نمي‌تواند او را خارج از دائره طلب قرار بدهد باطل ممحض في البطلان اين در خارج از دائره طلب قرار دادن اصلا به اختيار و عدم اختيار مكلف برنمي‌گردد به خود خصوصيتي برمي‌گردد كه آن خصوصيت را مولا در مقام انبعاث طلب و داعي براي تعلق اين امر در نظر گرفته است معراي از شرط يا به ضمیمه آن شرط اگر شارع آن نفس متعلق را در نظر گرفته باشد بدون امر ديگري و طلب به خود او تعلق گرفته باشد اين مي‌شود واجب مطلق اگر او را داعي براي خود آن اراده و انشاء خود آن متعلق في حد نفسه نباشد بلكه امر ديگري باشد كه در صورت تحقق آن امر بر داعي براي خود آن متعلق پيدا مي‌شود قبل از حصول آن امر اصلا داعي نباشد مثل چي؟ مثل وجوب صلاة بالنسبه به اقامه، شارع به خود تماميت اراده و طلب او تعلق نگرفته است به صلاة تعلق گرفته نه به تماميت و نه به قصر هيچ كدام، اين وجوب قصر و وجوب تمام مترتب بر تحقق يك شرط است آن شرط را در اختيار او گذاشته است والا داعي مولا براي او نيست مولا نه داعي براي قصر دارد نه براي اتمام مي‌گويد دست خودت است نه مولا داعي براي نماز آيات دارد كه بخواند مي‌گويد در صورت تحقق اين حادثه يجب عليک الصلاة‌الايات كه اين مساله را عرض كرديم.