جلسه ۵۴
7من باب مثال چيزهاي ديگر نسبت به خيلي موارد داريم كه اگر مثلا فرض كنيد در ماه رمضان ما بنا را بر اين بگذاريم اختيار سفر را شارع بر عهده مكلف گذاشته و از آيه شريفه ما اين مساله را بفهمیم أَيّٰاماً مَعْدُودٰاتٍ فَمَنْ كٰانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ عَلىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيّٰامٍ … ﴿البقرة، 184﴾ اگر در اين جا سفر بود يجب عليك القضا اگر حاضر باشي يجب عليك.
يا فرض كنيد مثلا اختيار اقامت عشره ايام در سفر و عدم اقامه عشره ايام را در اختيار مسافر است كه مسافر وقتي كه وارد يك شهر بشود اختيار دارد عشره ايام اقامت كند يجب عليه تمام اقل عشره ايام باشد يجب عليه القصر پس قصر و اتمام در اختيار مكلف است به اختيار شرط اين وجوب كه شرطش اقامه و عدم اقامه باشد اين هم فرض بكنيد مي تواند دو روز و بيشتر باشد و امثال ذلك.
در اين صورت اين ميشود واجب مشروط اگر شارع اختيار اين فعل را در مقام بيان به مكلف داده است و او را در دائره تكليف قرار داده است خود اختيار شرط را در دائره تكليف قرار داده نه خارج از دائره تكليف به اين منوال كه آن تكليف مولا تعلق ميگيرد به قصر مترتب بر نيت اقل من عشره ايام وجوب تمام مترتب بر اقامه عشره ايام كه خود اين اقامه عشره ايام هم در دائره طلب آن اراده مولا به او هم تعلق گرفته است بعنوان اختيار و اختيارش در دست چيز است اين در اين جا ميتواند اين امر اختياري هم در دائره طلب قرار بگيرد واجب بشود واجب مشروط هم خارج از دائره طلب قرار بگيرد كه امر وجودي باشد يعني اين ديگر بسته به اراده و نظر مولاست كه در مقام اراده و انشاء مولا چطور اراده كرده است اين ميشود واجب مطلق.
با توجه به اين مساله و مطلبي كه ما در بحثهاي قبلي نسبت به شرطهايي كه آن شرطها را مولا لحاظ ميكند در القاء امر آن مطالبي كه گفتيم مطلب مرحوم نائيني بطلانش ديگر واضح ميشود.

