جلسه ۵۴
6ولي نسبت به يك امر اختياري اگر آن امري كه شرط براي آن فعل است امر اختياري باشد مثلا طهارت باشد در اختيار او باشد كسب طهارت مائيه براي صلاة يا استقبال باشد ثوب و مقدمات و امثال ذلك باشد اگر در اين امور باشد خب اين ميشود خارج از دائره طلب مولا او را تصور كند و طلب را اصلا مترتب فقط نفس همان متعلق انشاء و اراده بكند يجب عليك الصلاة اين يجب عليك الصلاة مطهرا متطهراً، يجب عليك الصلاة بثوب الطاهر اراده متعلق براي صلاة شده است آن صلاة مشروط به لباس طاهر شرطش هم در اختيار مكلف است اشكال ندارد ديگر موجب نسخ خود امر و موجب نقض خود اراده نخواهد شد صلاة با طهارت را من به تو امر ميكنم خب نسبت به صلاتش اين طور است نسبت به طهارتش كسب طهارت کند نسبت به صلاتش امر تعلق گرفته است نسبت به ثوب طاهرش از بغچه بردارد نگويد لباسم كثيف است بغچهام آن جاست يكي من را بلند كند و بيايد لباسم را بپوشد نه بلند شو برو لباس را از آن جا بردار نسبت به استقبال در تمام اين موارد مساله از اين قبيل است.
آن وقت حالا اگر در اين جا اين مساله اين امري كه ميتواند در اختيار مكلف باشد اين مساله شرط قرار بگيرد مولا ميتواند اين امر را در دائره طلب قرار بدهد بشود واجب واجب مشروط يعني در اختيار مكلف است كه كسب اين مقدمه و شرط را بكند و وقتي كه اين را انجام داد آن هم برآن مترتب ميشود مثلا فرض كنيد كه مبيت به شب سيزدهم ليله ثلاثى عشر ذیحجه مبيتش در اختيار مكلف است مكلف ميتواند مبيت بكند يا نكند اين در اختيار مكلف است واجب نيست اما اگر مبيت كرد شارع ميگويد يجب عليك الرمی لیلى الثالث عشر رمی مترتب بر اين است ميتواند خود مكلف اين امر را انجام ندهد در روز دوازدهم قبل از غروب آفتاب از مني خارج بشود خب امري هم براو مترتب نيست .

