جلسه ۵۴
4حالا معياري كه مرحوم نائيني در اين جا بدست ميدهند اين است كه در قيود و شرطهايي كه مولا آن شرطها را در نظر ميگيرد و آن مشروط را مرتب بر اين شرط ميكند از دو حال خارج نيست: يا از امور اختياريه است يا غيراختياريه در آن اموري كه در آن شرطهايي كه در اختيار مكلف نيست مثل زمان كه در اختيار مكلف نيست آن شرطهايي كه تحققش در اختيار مكلف نيست مثل وقوع يك حادثه مثل زلزال كه در اختيار مكلف نيست شرط براي صلاة آيات وقوع زلزال است يا خسوف و کسوف و امثال ذلك است يا شرطي كه فرض كنيد كه تحقق يك امر خارجي است، زيد اگر يك امري را انجام بدهد كه اصلا ارتباطي به من و آن مخاطب كه مكلف است ندارد.
در شرطهايي كه در اموري كه وقوع آن در اختيار مكلف نيست مولا نسبت به امر و دايره طلب آن امور را فوق دائره طلب و مفروض الوجود فرض ميكند، زيرا اگر بخواهد اين اموري كه تحقشش در اختيار مخاطب و مكلف نيست در دائره طلب قرار بگيرد پس بنابراين موجب نسخ خود طلب مولا خواهد شد مولا وقتي كه بگويد اذا زالت الشمس فصل صلاة الظهر اگر شمس زوال پيدا كرد وجوب بر شما متعلق ميشود پس بنابراين هنوز كه شمس زوال پيدا نكرده وجوب هم تعلق به شما ندارد مولا هيچ كار نكرده اصلا انگار حرفي نزده اگر اين شرط تحقق پيدا بكند واجب است بر شما كه زيد را اكرام بكنيد خب شرط كه تحقق پيدا نكرده در اختيار مكلف هم نيست پس وجوب بر اكرام هم نيامده چون وجوبي كه بر سر اكرام آمده است خود آن وجوب در مقام انشاء مترتب بر شرط غيراختياري است شرط اختياري هم حاصل نشده پس بنابراین وجوب هم اصلا حاصل نميشود شرط اختياري وقتي حاصل نشود وجوب هم در اين جا اصلا حاصل نشده.

