جلسه ۵۴
3پس بنابراين اين كه مرحوم نائيني ميفرمايند كه متعلق براي انشاء ميشود با انشاء تخلف پيدا كند ولكن در مسائل تكوينيه اين هم محل بحث و مورد نظر است.
بر اين اساس مرحوم نائيني وارد در اصل مساله فرق بين واجب مطلق و مشروط ميشوند با اين بيان كه چند مساله را نقل ميكنند كه آن مطالبش خيلي قابل توجه نيست و فقط اتلاف وقت است كه اين شرط آيا شرط ماده است شرط هيئت است شرط اجزائي است، اجزاء آن است، در نهايت صحبت شان به اين برميگردد كه شرطي را كه مولا در جمله بياورد يا در جمله شرطيه خبريه يا شرطيه انشائيه مثل كلما کانت الشمس طالعى فالنهار موجود این شرط خبریه است يا اخباريه يا اين كه اكرم زيدا ان جاء يا اكرم زيدا ان فعل کذا یا فی موقع کذا. در امثال ذلك آن شرط به مفهوم جمله برميگردد يعني شرطي كه در اين جا هست در جمله اخباريه شرطيه اذا كانت الشمس طالعى فالنهار موجود مشروط ما در اين جا وجود النهار است نه صرف الوجود تنها، نه النهار تنها، خب معنا ندارد النهار تنها، مشروط باشد به طلوع شمس، خود صرفالوجود هم كه در آنجا معنا ندارد پس وجود النهار كه مفهوم جمله فالنهار موجود است اين فالنهار موجود مفهوم جمله خبريه اخباريه مشروط ميشود براي اذا كانت الشمس الطالعه.
و همينطور در جمله انشائيه كه ميگويد اكرم زيدا اذا جاء اين نفس اكرام در اين جا مشروط نيست يا نفس وجوب هم در اين جا مشروط نميشود، چون وجوب خودش بدون آن شيء موجب معنا ندارد، اگر شيئي واجب است اگر يك وجوبي است اين وجوب موجب ميخواهد، آنچه كه به آن تعلق گرفته است ميخواهد، وجوبِ لنگ در هوا كه ما نداريم همين وجوبي كه در اينجا مولا القاء ميكند، متعلق وجوب به اضافه وجوب ميشود چي؟ ميشود مشروط يعني وجوب الاكرام أو الاكرام واجب، اين ميشود وجوب براي اكرم زيدا اذا جاء وَ لِلّٰهِ عَلَى اَلنّٰاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً… ﴿آلعمران، 97﴾ اين ان استطعت فحج ميشود وجوب الحج عند الاستطاعه اين وجوب الحج ميشود مشروط براي ان استطعت يا الشرط للحج تحقق الاستطاعه، براي وجوب الحج تحقق الاستطاعه اين مفهومي كه در اين جا مولا، آن را مشروط مي كند براي اين قضيه شرطيه ما، درست شد.

