اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۵۴

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - قضایای حقیقیه و خارجیه نزد مرحوم نایینی (10) - 11-02-1430

نسخه عربی

جلسه ۵۴

2
  • شما ممكن است بگوييد كه در مقام انشاء شرايط اكرام فعلي باشد ولكن در انشاء‌نسبت به حال، ولكن انشاء ‌نسبت به استقبال شرايط استقبال است و كفي به فرقاً، ولي صحبت در اين است كه اكرامي را كه مولا مي‌گويد زيد را اكرام بكن در لیلة‌الجمعه، لیلة‌الجمعه فقط ظرف اكرام است نه اين كه شرط براي اكرام باشد الان مي‌گويد اكرام واجب است و اين وجوب را شما بايد در ظهر بجا بياوريد يا اين وجوب را بايد در لیلة‌الجمعه بجا بياوريد ولي خود اين منشاء ‌و متعلق براي انشاء و متعلق براي اين هيئت، خودش چيست؟ وجود فعلي است خود آن وجود فعلي عبارت است از همان وجود نفسي كه مولا او را در هنگام انشاء قصد مي‌كند و بين او و متعلق ديگر نبايد اختلاف باشد، هيچ تفاوتي ندارد و هيچ فرقي نمي‌كند كه بگويد الان زيد را اكرام كن يا سال ديگر، هردو يكي است چرا؟ چون آنچه را كه نفس مولا به او تعلق مي‌گيرد عبارت است از متعلق آن انشاء،كه آن متعلق انشاء، لاينفك از انشاء است. در نفس مولا معنا ندارد فاصله بيفتد معنا ندارد مولا بگويد كه اين انشاء كه من مي‌كنم با آن منشاء ‌اختلاف دارد انشاء ‌را الان مي‌كنم ولي منشائش يك سال بعد بايد اتفاق بيفتد اگر اين طور است پس در نفس مولا چه گذشته است؟ چه چيزي را مولا اراده كرده؟ انشاء بدون مراد و متعلق كه معنا ندارد من وجوب را الان بگويم اما صلاتش را بگذارم فردا بگوييم يجب عليك، خب چه چيز يجب عليك؟ آن را فردا مي‌گويم، مي‌گويد خوب الان چيزي را قصد كردي یا نه؟ مي‌گويم یجب را الان می‌گویم نصفش را الان مي‌گويم نصفش را بعدا مگر من مولا نيستم خب من مي‌خواهم اين طوري به شما بگويم. الان مي‌گويم فردا واجب است كه شما فردا يك كاري را بكني، مي‌گويی چه كار كنم؟ مي‌گويد صبر كن فردا بشود مي‌گويم الان نمي‌خواهم!! اين معنا ندارد؟ ممكن است كه الان مولا يك چيزي را در ذهنش قصد كرده نخواهد بگويد ولي غير از اين كه بگويد مولا چيزي را قصد نكرده، فقط يجب عليك، وجوبي را كه متوجه مخاطب مي‌كند وجوب متعلق وجوب مي‌خواهد، متعلقش چه چيزي است؟ مي‌گويد متعلقش را بعدا ببينم که چه كار كنم. چه كار كنم ندارد! معنا ندارد آن چيزي را حتي به نحو ابهام بالاخره فرض كنيد مثلا ممكن است چند چيزي را مولا در نظر گرفته باشد بگويد يكي از اين چيزهايي كه من در نظرم است فردا به تو مي‌گويم بالاخره آن متعلق مردد بين چند مساله است بدون ترديد هم اين معنا ندارد باشد .