جلسه ۵۳
8چطور شما در قضيه خارجيه گفتيد كه بين انشاء و منشأ در نفس مولا فاصله نيست بين وجود خارجي منشأ كه همان وجوب اكرام باشد ولي بين انشاء و منشأ با وجود خارجي قضاياي حقيقيه فاصله است!! از كجا شما اين حرف را ميزنيد؟ اين كه يكي شد اصلا نميشود نباشد چه فرق ميكند كه فاصله شش ماهه باشد يا دوثانيه هردو فاصله است فاصله، فاصله است چه تفاوت ميكند اگر شما ميگوييد آن كه در نفس مولاست كه ديگر فرق نميكند هردويش يكي است مولا هم در قضيه خارجيه ميگويد اضرب الان زيدا يعني اين ايجاب را در نفس خودش بوجود آورد هم در قضيه حقيقيه كه ميگويد اكرم زيدا ان جاء در هردوي اين ها همين است اكرم زيدا كه ميگويد ايجابي كه در نفسش بوجود ميآورد چه فرقي ميكند؟ هردوي آن ها ايجاب است هردو ميگويد من حكم به وجوب كردم من حكم به وجوب كردم براي ضرب الان من حكم به وجوب كردم براي ضرب زيد يك هفته ديگر اين كه يكي شد من حكم به وجوب كردم براي ضرب در صورتي كه تخطي كند و كار خلاف انجام بدهد از نظر خارجي هم كه هيچ فرقي نكرد من حكم به وجود كردم الان تا اين كه در خارج بخواهد انجام شود يك دقيقه، سي ثانيه طول می كشد من حكم به وجوب ضرب كردم برای دو روز دیگر اين همان است چه تفاوتي كرد.
پس اين كه ايشان ميفرمايند بين قضيه خارجيه و حقيقيه در وجود خارجي منشاء فرق است در قضيه حقيقيه وجود خارجي منشاء كه وجوب اكرام باشد فاصله ميافتد با مقام انشاء ولكن در وجود منشاء خارجي در قضاياي خارجيه فاصله محال است اين مساله هم مورد تاييد نيست.
البته ما نرسيديم به جهت مسببيت، اين مقدمه شد براي همان جهت مسببيت. اين كه ميگويند جعل به تسبيب خورده يا به حكم، ماند.

