جلسه ۵۳
6و فرق اين انشاء و منشأ تكويني و بين انشاء و منشأ تشريعي اين است كه از نقطه نظر تكويني انفكاك بين منشأ تكويني با انشاء نفسي مولا معنا ندارد وقتي كه مولا ميگويد إِنَّمٰا أَمْرُهُ إِذٰا أَرٰادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ﴿يس، 82﴾ به مجرد انشاء كُن تكويني در نفس مولا آن يكون حاصل خواهد شد، و هيچ اندازه حتي به اندازه سرسوزني و لمحهاي بين انشاء و منشأ تفاوتي نيست، به مجرد اراده امام عليهالسلام بر شهادت دادنِ حجرالاسود، ديگر فاصلهاي بين اراده و شهادت نيست. نفس امام عليهالسلام او را به صدا در ميآورد و اين مساله را ادراك ميكند و موجب تحقق امر خارج است و فصلي بين اراده و تحقق امر خارج نیست ديگر همه تكويني است همين كه امام عليهالسلام در نفس خود اراده بر آن شهادت دادنِ حصا و سنگريزهها را ميكند، اين مساله حاصل خواهد شد.
نفس اراده رسول خدا صلي اللَه عليه وآله بر تنصیف ماه كه شقالقمر محقق شده است با وجود خارجي آن هيچ گونه اختلافي ندارد. امروزه اين طور خيال ميكنند كه پيغمبر صلي اللَه عليه وآله بلند شد و دو ركعت نماز خواند و دستها را به دعا برداشت خدايا اين تقاضاي مشركين از ما براي اثبات رسالت تنصیف قمر است و تو اين معجزه را براي ما نشان بده بعد كه حضرت از آن چيزها فارغ شد يك دفعه چند دقيقهاي گذشت و همه نگاه كردند دیدند ماه دو نصف شد پنج دقيقه طول كشيد تا جبرائيل و ملائكه اين حرف را به خدا برسانند و عوالم را يكي يكي رد كنند تا به آنجا برسد با سرعت نور كه سيصد هزار كيلومتر در ثانيه است يكي يكي اين ملك بدهد به آن ملك بالايي و بالايي هم به آن بالايي تا به خدا رسيد پنج دقيقه طول كشيد كه اين حرف به خدا رسيد خدا هم فرض كنيد كه گفت يك مقدار راجع به آن فكر كنيم ببينيم ميتوانيم انجام بدهيم ندهيم به پيغمبر صلي اللَه عليه وآله چه بگوييم اوضاع كرات به هم ميريزد حالا يك كاريش مي كنيم بعد از آن جا خدا اشاره كرد و اين ماه را دو نصف كرد!!

