جلسه ۵۳
3اين مساله است كه ميگويند بين انشاء و منشأ نميشود فاصله باشد چرا نميشود؟ زيرا وقتي كه مولا انشاء را ابراز ميكند قبل از ابراز انشاء ، الزام را در وجود خود محقق ميكند بعد آن الزام را به زبان ميآورد، قبل از اين كه مولا در نفس خود الزام وجود علمي و ذهني و نفسي بدهد نميتواند او را به زبان بياورد قبل از اين كه من اين حقيقت را در وجود خودم محقق كنم نميتوانم بگويم كه آقا برو اين كار را بكن. پس اين كه ميگويم آقا برو اين كار را بكن اين برو اين كار را بكن اول از نقطهنظر عليت در نفس من انجام شده ، بعد آن زبان من به عنوان معلوليت و مسببيت به دنبال او در مقام ابراز است.
لذا اگر شما علم بر آن جنبه انشاء در نفس مولا داشته باشيد ولكن هنوز مولا انشاء را به زبان نياورده است شما به جهاتي واجب است كه نسبت به اتيان متعلق انشاء اقدام كنيد گرچه هنوز مولا به مصلحتي از مصالح انشاء را به زبان نياورده و نگفته ، نگفتن اين قضيه به خاطر عدم حضور وقت فعل نيست، اگر به خاطر اين باشد انسان بايد صبر كند هر وقت فعل وقتش رسيد چهار روز پنج روز ده روزِ ديگر، بايستي اتيان كند يعني مولا آن موقع به زبان می آورد، دلیل ندارد که كتمان كند.
ولي يك وقتي انسان ميداند كه مولا اين مطلب را انشاء كرده است انشاء نفسي را ميداند انجام شده است، منتهي طبق بحث آقايان حالا بواسطه عدوان ظالمين يا حوادث طبيعي و سماوي يا بواسطه امور ديگر مقام بلاغ براي انسان حاصل نشده است، لذا مقام فقدان نص و اجمال نص و تعارض نص در اين مساله مطرح ميشود كه ميگويند چون مقام بلاغ، حصول خارجي پيدا نكرده است از اين نقطهنظر، مساله عقاب بلابيان است و مجراي اباحه و اين ها است.

