جلسه ۵۳
2در بحث ديروز عرض شد كه آن انشائي را كه شارع ميكند با منشأ نميتواند اختلاف داشته باشد يعني بين انشاء و منشأ نميشود اختلاف باشد از اين نقطهنظر اگر يك اختلافي وجود داشته باشد برميگردد به وجود موضوع و در قضاياي حقيقيه اين مساله لحاظ ميشود نه در قضاياي خارجيه، چون در قضاياي خارجيه خود موضوع وجود دارد وقتي كه موضوع وجود داشت يعني در نقطه نظر علمي شارع، مولا آن انشاء را بر اساس همان موضوعي كه وجود دارد القاء ميكند، به آن فرد ميگويد چون الان من ميدانم كه موضوع براي اكرام محقق است لذا يجب عليك الاكرام بايد اين عمل و اين اكرام و اين وجود و اين حكم نسبت به تو محقق بشود، ولي در قضاياي حقيقيه موضوع وجود ندارد. لذا انشائي كه مولا ميكند از الان تعلق ميگيرد به يك امري كه آن امر يك سال یا يك ماه ديگر با اين شرايط بايد اتفاق بيفتد. از اين نقطه نظر بين انشاء و منشأ در اين جا نميشود فرق گذاشت اشكالي ندارد.
ولي در قضاياي خارجيه همان نفس وجود موضوع بايد همراه با انشاء در زمان انشاء تحقق خارجي داشته باشد كه آن عبارت است از علم، همين علم مولا نسبت به موضوع خارجي خودش وجود فعلي موضوع است و انشاء هم طبعاً به جنبه علمي مولا تعلق ميگيرد البته اين كه من بحث ديروز را تكرار ميكنم به خاطر تتمهای است كه در بحث امروز مربوط به اين قضيه مي شود و اشكالي كه به مرحوم نائيني از اين نقطهنظر وارد است.
در صحبت ديروز و تتمه امروز به اين نحو ما اين مطلب را عرض ميكنيم: آنچه را كه گفتند كه بين انشاء و منشاء نبايستي فرق و اختلاف وجود داشته باشد اين است كه انشائي كه مولا ميكند به هيئت وجوب متعلق انشائش و منشأش كه عبارت است از نفس وجوب و حكمي كه تعلق گرفته است بر آن فرد، بين اين دو نبايد افتراق و فصل باشد، كه من الان حكم به انشاء بكنم و بگويم كه واجب است و اين واجب بودني را كه انشاء ميكنم يجب عليك، اين حكم الزام فردا متعلق به آن شخص بشود كأن از امروز تا فردا هيچ قضيهاي اتفاق نيفتاده است فقط يك جملهاي از دهان مولا خارج شده و آن جمله بيمحتوا و بيمفهوم است و الزامي كه مترتب بر اين جمله است فردا دامنگير مخاطب و عبد در مقام امتثال بشود.

